تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
شماريد بلكه آن كار پس از كشتن من ، بر شما آسان مىشود ، سوگند به خدا ! من اميدوارم كه خداوند مرا به شهادت كرامت فرمايد و سپس براى من از شما انتقام بگيرد ، در حالى كه متوجه نباشيد . . . » « 1 » . ( 1 ) پاداش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه آنان را از زندگى در بينوايى و بدبختى نجات داد ، اين بود كه بر فرزندانش تعدّى نمودند و خونشان را ريخته ، در مورد آنان مرتكب اعمالى شدند كه پوستها از آن مىلرزند و چهره‌ها به شرم ، نمناك مىشوند . . . خداوند ، دعاى امام را اجابت فرمود و براى او از دشمنان جنايتكارش انتقام گرفت ؛ زيرا جز اندكى نماندند تا فتنه‌ها و طوفانها بر سر آنان فرود آمد و انقلابى عظيم « مختار » ، به خونخواهى امام برخاست و به تعقيب و پيگرد آنان پرداخت در حالى كه آنان به بيابانها گريخته بودند و مأموران مختار در پى ايشان مىتاختند تا اينكه بسيارى از آنها را به هلاكت رساند . ( 2 ) « زهرى » مىگويد : « از قاتلان حسين ، كسى باقى نماند مگر اينكه به كيفر رسيد ، يا به قتل ، يا به كور شدن ، يا به روسياهى و يا از بين رفتن ملك در مدتى اندك » « 2 » . ( 3 ) 3 - از مهمترين چيزهايى كه امام را به شدت مجروح ساخت ، آن است كه مورخان مىگويند : امام ، پس از اينكه خونريزى ، آن حضرت را ناتوان ساخته بود ، اندكى ايستاد تا استراحت كند كه پليدى ، سنگى به سوى حضرت پرتاب نمود و به پيشانى شريف امام اصابت كرد ، خون بر چهره‌اش جارى شد ، امام پيراهن خود را برداشت تا خون را از روى چشمانش پاك كند كه پليد ديگرى
هامش
( 1 ) مقرم ، مقتل الحسين ، ص 278 . ( 2 ) ابن قتيبه ، عيون الاخبار 1 / 300 - 301 .