نخبة من صحابة و شقيق * و رضيع مطوق و شبول
و الشباب الفينان جف ففاضت * طلعة حلوة و وجه جميل
و توغلت تستبين الضحايا * و زواكى الدماء منها تسيل
و مشت فى شفاهك الغر نجوى * نم عنها التحميد و التهليل
لك عتبى يا ربّ ان كان يرضيك * فهذا الى رضاك قليل
« اى صاحب روز عاشورا ، در حالى كه از خاك كربلا سبزهزارى زيبا ، شاداب گشته بود » .
« گزيدهاى از ياران و برادرى و شيرخوارهاى گردنبند به گردن و شير بچگانى » .
« و جوانان برومندى كه از دست داده بودى با آن چهرههاى زيبا و صورتهاى دلنشين » .
« تو پيش رفتى تا قربانيان را ببينى كه خونهاى پاك از آنان روان بود » .
« از ميان لبان با شكوهت ، نجوايى جريان يافت كه سپاس خداى و تهليل او را مىگفت » .
« پروردگارا ! تو بايد خشنود گردى ، اگر تو را خشنود مىسازد كه اين در برابر رضاى تو ، اندك است » .
( 1 )
يورش بر امام حسين عليه السّلام
خداوندا آن گروه جنايتكارى كه پليدترين افراد روى زمين و فرومايگانى ناپاك بودند به سوى آن حضرت ، از هر سوى حمله آوردند و با شمشيرها و نيزهها بر او ضربهها مىزدند . « زرعة بن شريك تميمى » بر كف دست چپ