تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
نمودند كه آن تيرها ميان طنابهاى خيمه‌ها افتاد و بعضى از آنها به چادرهاى برخى از زنان برخورد كرد كه پريشان گشتند و وارد خيمه شدند . آنگاه امام حسين عليه السّلام ، همچون شيرى خشمگين به سوى آن مسخ‌شدگان خارج شد و با شمشير خود به درو كردن آن سرهاى پليد پرداخت ، در حالى كه تيرها از راست و چپ بر او پرتاب مىشد و آن حضرت ، با سينه و گردن با آنها مواجه مىگشت « 1 » ، از آن ميان ، تيرهايى كه به آن حضرت اصابت نمودند و امام را به سختى مجروح ساختند عبارتند از : ( 1 ) 1 - تيرى كه به دهان پاك آن حضرت اصابت نمود و خون پاكش جارى گشت ، حضرت دستش را در زير آن زخم گرفت و هنگامى كه پر از خون شد ، آن را به سوى آسمان بالا برد و خطاب به خداى تعالى گفت : « خداوندا ! اين ، در راه تو اندك است » « 2 » . ( 2 ) 2 - تيرى كه به پيشانى شريف درخشنده به نور نبوت و امامتش برخورد نمود كه « ابو حتوف جعفى » به سوى وى پرتاب كرده بود ، خون مباركش روان گشت ، حضرت ، دو دست خود را به دعا بر آن آدمكشان جنايتكار برداشت و گفت : « خداوندا ! تو مىبينى وضعى را كه من از دست بندگان نافرمانت در آن هستم . خداوندا ! آنان را به شمار آور و قدرتمندانه به هلاكت رسان و بر روى زمين كسى از آنها را باقى مگذار و هرگز آنان را مبخشاى » . ( 3 ) آنگاه بر آن سپاه فرياد كشيد : « اى مردم بدكردار ! بعد از محمد با عترتش چه بد عمل كرديد ، شما پس از من كسى را نخواهيد كشت كه كشتن او را مهم
هامش
( 1 ) مقرم ، مقتل الحسين عليه السّلام ، ص 277 - 278 . ( 2 ) الدر النظيم ، ص 551 .