( 1 ) « امام كاشف الغطاء » مىگويد : « چه كسى مىتواند حضرت حسين عليه السّلام را براى تو به تصوير كشد ، در حالى كه امواج بلا در اطرافش متلاطم گشته و مصيبتها از هر سو بر او سرازير شده ، در آن حالت ، تصميم گرفته بود كه با خانواده و باقيماندهء كودكانش ، وداع كند ، پس به سراپردهاى كه بر آزاد زنان نبوت و دختران على و زهرا عليها السّلام زده شده بود ، نزديك شد ، آن بانوان بزرگوار همچون دستهاى از كبكهاى پريشان گشته ، خارج شدند و او را كه غرقه در خون خود بود ، در ميان گرفتند ، آيا مىتوانى حال آنان و حال حسين را در آن وضعيت هولانگيز در نظر مجسم نمايى و قلبت نسوزد و عقلت سرگشته نشود و اشكت روان نگردد ؟ » « 1 » .
( 2 ) محنت امام در وداع با عيال ، از سختترين و شديدترين محنتها و مصايبى بود كه آن حضرت تحمل نمود ؛ زيرا دختران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر صورت خود زدند و صداى گريه و شيون آنان ، بلند گشت در حالى كه جدشان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به گريه و زارى ياد مىكردند ، خود را بر امام افكندند تا با وى وداع كنند ، اين صحنهء هولانگيز در جان امام به حدى اثر گذاشت كه ميزان آن را جز خداوند نمىداند .
( 3 ) پليد ناپاك ، « عمر بن سعد » بر نيروهاى مسلّحش فرياد كشيد و آنان را به يورش بر امام تحريك نمود و گفت : « مادام كه به خود و خانوادهاش مشغول است ، بر او يورش بريد كه به خدا اگر براى شما فراغت يافت ، ميمنهء شما از ميسرهتان ، تفاوتى نخواهد داشت » .
( 4 ) آن پليدان ، بر حضرت ، يورش بردند و تيرهاى خود را به سويش پرتاب
هامش
( 1 ) جنة المأوى ، ص 115 .