تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
( 1 )

آخرين خطابهء امام حسين عليه السّلام

امام عليه السّلام با آن حالتى كه داشت ، سخنانى خطاب به دشمنانش ايراد فرمود و در آن خطابه ، آنان را از فريب و فتنهء دنيا ، برحذر داشت . مورخان مىگويند : آن حضرت جز زمان كوتاهى پس از آن نماند كه به شهادت رسيد . آن خطابه چنين بوده است : « اى بندگان خدا ! خدا را پروا كنيد و از دنيا برحذر باشيد كه دنيا اگر براى كسى باقى مىماند و كسى بر آن دوام مىآورد ، پيامبران به ماندن شايسته‌تر و به رضايت ، بايسته‌تر و به قضا ، خرسندتر بودند ، ولى اينكه خداوند ، دنيا را براى آزمودن آفريد و اهل آن را براى فنا خلق كرد ، پس جديد ، آن ، از بين رونده و نعمتهاى آن ؛ نابود شونده و شادى آن ، تيره و تار گردنده است ، منزل به قناعت و سراى به عاريه باشد ، پس توشه برگيريد كه بهترين توشه تقوا باشد و از خداوند پروا كنيد شايد رستگار گرديد « 1 » » . ( 2 )

امام عليه السّلام جامه‌اى كهنه مىطلبد

امام عليه السّلام از اهل بيت خود خواست جامه‌اى كهنه براى او بياورند تا كسى به آن رغبت نكند و آن را در زير جامه‌هايش قرار دهد تا كسى آن را به غارت نبرد ، پس پيراهن كوچكى برايش آوردند ، ولى آن را نپسنديد و فرمود : « آن جامهء كسى است كه به خوارى رسيده باشد » . آنگاه جامه‌اى را گرفت و آن را شكافت و در زير جامه‌هايش قرار داد ولى هنگامى كه به شهادت رسيد ، آن را نيز از او به تاراج بردند « 2 » .
هامش
( 1 ) زهر الآداب 1 / 162 . كفاية الطالب ص 429 . ( 2 ) طبرانى المعجم الكبير 3 / 125 .