( 1 )
هراس ابن سعد
« ابن سعد » از تلفات فراوانى كه بر سپاهش وارد شد ، پريشان گشت آن پليد ناپاك ، دست به تحريك كينهها زد و سپاهيان را به جنگ با ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله واداشت و گفت : « اين فرزند على است ، اين فرزند قاتل عرب است ، از هر سو بر او يورش بريد » .
( 2 ) ابن سعد ، كينههاى جاهلى را بر ضد امام ، تحريك كرد و آنان را به ياد كشته شدن عربها به دست امير المؤمنين عليه السّلام انداخت كه بايد انتقام خونهايشان را بگيرند ، اين منطقى است كه با اسلام ارتباطى ندارد ؛ زيرا امام امير المؤمنين عليه السّلام عربها را به قتل نرساند ، بلكه آن حضرت ، نيروهاى شورشگر عليه اسلام و منحرفان از دين را به هلاكت رساند .
( 3 ) ابن سعد ، به تيراندازان گفت كه امام را نشانه گيرند ، بنا به گفته مورخان ، چهار هزار تير به سوى آن حضرت ، نشانه گرفته شده ، بدن شريف حضرت ، هدفى براى تيرهاى آن ستمكاران گشت « 1 » . آنگاه حضرت ، با آنان درگير نبردى هولانگيز شد و آنچنان شجاعتى نمايان ساخت كه نظير آن در همهء دورههاى تاريخ ، مشاهده نشده است .
( 4 )
دستيابى امام عليه السّلام بر آب
تشنگى ، بر امام فشار آورد و تا حدّ زيادى به آن حضرت ، زيان وارد ساخت ، پس بر فرات حمله برد ، در حالى كه بنا به گفته بعضى از مورخان ، چهار هزار نفر مأمور محافظت از آن بودند ، ولى آنها از برابر امام ، پاى به فرار گذاشتند
هامش
( 1 ) بحار الانوار 45 / 50 .