اعتنايى ندارد « 1 » » .
( 1 ) « عبد اللّه بن عمار » نيز گفته است : « حسين را ديدم ، آنگاه كه بر او جمع شدند ، بر كسانى كه در سمت راستش بودند ، حمله مىبرد تا آنجا كه از او هراسان گشتند « 2 » به خدا ! نديدم انسان عزيز از دست دادهاى را كه فرزندان و يارانش كشته شده باشند ، از او استوارتر و يا مصممتر باشد . و به خدا ! همانند او را پيش از او و يا بعد از وى نديدهام در حالى كه گفتهء « ابن خطاب فهرى » را تمثل مىنمود و بر زبان مىآورد :
مهلا بنى عمنا ظلامتنا * ان بنا سورة من القلق
لمثلكم تحمل السيوف و لا * تغمز احسابنا من الرفق
انى لأنمى اذا انتميت * الى عز عزيز و معشر صدق
بيض سباط كأن اعينهم * تكحل يوم الهياج بالعلق « 3 »
« اى عموزادگان ! در ستم به ما درنگ كنيد كه ما را موجى از پريشانى باشد » .
« براى همچون شماست كه شمشيرها به كار مىآيند و اصل و نسب ما از مدارا ، فرومايه نمىگردد » .
« من هرگاه از اصل و نسب سخن گويم از عزّتى گرانمايه و گروهى با صداقت سخن مىگويم » .
هامش
( 1 ) شوشترى ، خصائص الحسين ، ص 40 .
( 2 ) ابن كثير ، تاريخ 8 / 188 .
( 3 ) ريحانة الرسول ، ص 64 و در آن آمده است : « عجيب آن است كه هر كس اين ابيات را تمثل نمود ، به قتل رسيد ، حضرت حسين عليه السّلام در روز عاشورا به آنها تمثل جست و زيد بن على در روز سبخه و يحيى بن زيد در روز جوزجان و هنگامى كه ابراهيم بن عبد اللّه بن حسن در قيامش بر ضد منصور به آنها تمثل جست ، يارانش آن را بدشگون دانستند و چيزى نگذشت كه تيرى جفاكارانه به سوى وى آمد و او را به قتل رساند » .