« سپيد چهرگانى كه چشمانشان در روز نبرد ، سرمهء خون مىكشند » .
( 1 ) آنگاه بر دشمنان خدا حمله برد و با آنان به سختترين نبردى پرداخت كه مردم ديده بودند ، در حالى كه بر ميمنهء سپاه يورش برده و چنين رجز مىخواند :
الموت اولى من ركوب العار * و العار اولى من دخول النار
« مرگ از دچار ننگ شدن بايستهتر است و ننگ از داخل شدن به آتش شايستهتر باشد » .
سپس بر ميسرهء لشكر حمله برد در حالى كه چنين رجز مىخواند :
انا الحسين بن على * آليت ان لا انثنى
احمى عيالات ابى * امضى على دين النبى « 1 »
« من حسين بن على هستم كه سوگند خوردهام بازنگردم » .
« خانوادهء پدرم را حمايت مىكنم و بر دين پيامبر حركت نمايم » .
( 2 ) آرى ، تو حسين هستى كه دنيا را پر از شرافت و مجد نمودهاى ، تو تنها كسى هستى در اين دنيا كه از تصميم و ارادهات بازنگشتى ، نه خوار گشتى و نه سست شدى ، بلكه در راه مبارزه پيش رفتى و دژهاى ستمكاران و سركشان را درهم كوبيدى .
( 3 ) تو بر دين جدّت ، حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درگذشتى و برانگيزنده و تجديدكننده مىباشى كه اگر تو نمىبودى ، شبحى مبهم مىماند و اثرى بر واقعيّت زندگى نمىداشت .
( 4 ) « ابن حجر » روايت كرده كه امام مىجنگيد و اين ابيات را مىسرود :
انا ابن على الحر من آل هاشم * كفانى بهذا مفخرا حين افخر
هامش
( 1 ) ابن شهرآشوب ، مناقب 4 / 110 .