و جدّى رسول اللّه اكرم من مشى * و نحن سراج اللّه فى الناس يزهر
و فاطمة امى سلالة احمد * و عمى يدعى ذو الجناحين جعفر
و فينا كتاب اللّه انزل صادقا * و فينا الهدى و الوحى و الخير يذكر « 1 »
« من فرزند على آزاده از خاندان هاشم هستم كه مرا اين افتخار بس است هرگاه افتخار كنم » .
« و جدّ من رسول خداست گرامىترين كسى كه بر زمين قدم برداشت و ما چراغ خدا هستيم كه در ميان مردم مىدرخشد » .
« و فاطمه فرزند احمد مادر من است و عموى من جعفر است كه صاحب دو بال ناميده مىشود » .
« و كتاب خدا در ميان ما به راستى نازل شد و در مورد ماست كه هدايت و وحى ، ياد آورده مىشود » .
( 1 )
موضعگيرى افراد مجبور
بعضى از احمقهايى كه به زور در سپاه ابن سعد حضور يافته بودند ، براى نصرت و پيروزى امام بر دشمنانش ، دست به دعا برداشتند .
« سعد بن عبيده » مىگويد : « پيران ما از اهل كوفه بر روى تپّهاى ايستاده بودند و گريان مىگفتند : خداوندا ! ياريت را بر او ( حضرت حسين عليه السّلام ) نازل فرما » .
سعد بر آنان اعتراض كرد و گفت : « اى دشمنان خدا ! چرا براى يارى رساندن به وى پايين نمىآييد « 2 » » .
هامش
( 1 ) الصواعق المحرقة ، ص 197 . جوهرة الكلام فى مدح السادة الاعلام ، ص 119 .
( 2 ) انساب الاشراف 3 / 424 .