تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
و جدّى رسول اللّه اكرم من مشى * و نحن سراج اللّه فى الناس يزهر و فاطمة امى سلالة احمد * و عمى يدعى ذو الجناحين جعفر و فينا كتاب اللّه انزل صادقا * و فينا الهدى و الوحى و الخير يذكر « 1 »
« من فرزند على آزاده از خاندان هاشم هستم كه مرا اين افتخار بس است هرگاه افتخار كنم » . « و جدّ من رسول خداست گرامىترين كسى كه بر زمين قدم برداشت و ما چراغ خدا هستيم كه در ميان مردم مىدرخشد » . « و فاطمه فرزند احمد مادر من است و عموى من جعفر است كه صاحب دو بال ناميده مىشود » . « و كتاب خدا در ميان ما به راستى نازل شد و در مورد ماست كه هدايت و وحى ، ياد آورده مىشود » . ( 1 )

موضعگيرى افراد مجبور

بعضى از احمقهايى كه به زور در سپاه ابن سعد حضور يافته بودند ، براى نصرت و پيروزى امام بر دشمنانش ، دست به دعا برداشتند . « سعد بن عبيده » مىگويد : « پيران ما از اهل كوفه بر روى تپّه‌اى ايستاده بودند و گريان مىگفتند : خداوندا ! ياريت را بر او ( حضرت حسين عليه السّلام ) نازل فرما » . سعد بر آنان اعتراض كرد و گفت : « اى دشمنان خدا ! چرا براى يارى رساندن به وى پايين نمىآييد « 2 » » .
هامش
( 1 ) الصواعق المحرقة ، ص 197 . جوهرة الكلام فى مدح السادة الاعلام ، ص 119 . ( 2 ) انساب الاشراف 3 / 424 .