تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
آن ، تكان مىخورند ، از فجيع‌ترين و سخت‌ترين مصيبتهاى آن حضرت ، داغدار شدن به سبب فرزند شيرخواره‌اش « عبد اللّه » بود كه در خوش سيمايى همچون ماه تمام بود ، آن حضرت او را گرفت و بسيار بوسيد و با او براى آخرين بار وداع كرد ، او را در حال اغما يافت ، چشمانش به گودى نشسته و لبانش از شدت تشنگى پژمرده گشته بودند . حضرت ، او را برداشت و به سوى آن قوم برد تا عواطف آنان را تحريك كند ، شايد جرعه‌اى آب به وى بنوشانند . او را بر آنان عرضه داشت در حالى كه با عباى خود وى را از آفتاب نگه مىداشت . از آنان خواست تا با اندكى آب ، به كمك وى بشتابند ، ولى دلهاى آن مسخ‌شدگان به رقّت نيامد و ستمكار فرومايه ، « حرملة بن كاهل » تيرى به سوى او نشانه گرفته ، با فرومايگى مىخنديد و در برابر همراهان فرومايه‌اش افتخار مىكرد و مىگفت : « اين ( تير ) را بگير و به او آب بنوشان » . ( 1 ) آن تير - خدايا ! - گردن طفل را شكافت ، هنگامى كه گرمى تير را احساس كرد ، دستهايش را از قنداقه‌اش بيرون آورد و چون پرنده‌اى سر بريده شده ، بر سينهء پدر ، دست و پا زد ، آن طفل سر به سوى آسمان بالا برد و بر دست پدر ، جان سپرد . . . منظره‌اى بود كه از هراسناكىاش ، دلها شكافته و زبانها بند مىآيند . . . امام دو دستش را كه از آن خون پاك ، پر بود ، بالا برد و آن خون را به سوى آسمان پرتاب كرد - آن‌گونه كه امام باقر عليه السّلام مىگويد - قطره‌اى از آن بر زمين نيفتاد ، آنگاه با پروردگارش به راز و نياز پرداخت و گفت : « آنچه بر من وارد مىشود را حضور در ديدگاه الهى آسان مىكند » . ( 2 ) خداوندا ! اين كودك نزد تو از بچهء ماده شتر ( صالح پيامبر ) كمتر نباشد ، پروردگار من ! اگر يارى را از ما نگهداشته باشى پس آن را براى آنچه از آن بهتر است قرار ده و براى ما از ستمكاران انتقام گير و آنچه در گذر دنيا بر ما گذشته ،
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 330 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى