تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
پايان يافت . او كه در دفاع از اسلام ، تلاشى نيكو داشت و جهادى همچون جهاد پيامبران نمود . ( 1 )

فرار ضحاك

« ضحاك بن عبد اللّه مشرفى » از ياران امام بود ، ولى وقتى كه فراوانى كشتگان از ياران حضرت حسين عليه السّلام را ديد ، تصميم به هزيمت و فرار گرفت . نزد حضرت حسين عليه السّلام آمد و به آن حضرت گفت : « من همراه تو گشته بودم تا هرگاه تو جنگجويى داشته باشى ، همراه تو كشته شوم ، پس مرا اجازهء رفتن بده ؛ زيرا قادر نيستم از تو يا از خود دفاع كنم ! ! » . امام به وى اجازهء رفتن داد ، او پاى به فرار گذاشت . جمعى از ياران ابن سعد ، راه او را گرفتند ولى رهايش كردند ، او پاى به فرار گذاشت و شهادت در خدمت ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به دست نياورد ! ! « 1 » . ( 2 )

شهادت جون

« جون » از نامداران اسلام است « 2 » . وى غلام ابو ذر غفارى و پيرمردى سالخورده بود كه جانش از تقوا و ايمان ، سيراب گشته بود . سياهى رنگ پوست و اصل و نسب نامعروف وى ، مانع از اين نشد كه وى جايگاهى بلند نيابد و از بزرگان مسلمين گردد و بزرگداشت و احترامى را به دست آورد كه كسى از قهرمانان تاريخ ، بدان نرسيده باشد .
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 3 / 404 - 405 . طبرى ، تاريخ 5 / 444 - 445 . ( 2 ) گفته شده كه نام او « حوى » ، بوده است . طبرى ، تاريخ 5 / 420 .