خداوند ، دعاى امام را اجابت فرمود ، زيرا هر كس كه بر ميدان نبرد مىگذشت ، از او بويى خوشتر از بوى مشك ، استشمام مىنمود « 1 » .
( 1 )
شهادت حنظلهء شبامى
« حنظلهء شبامى » از كسانى است كه زندگيشان را با ايمان به خدا ، ساخته و پرداخته بودند تا آنجا كه به بالاترين ارزشهاى انسانى راه يافت . وى با اشتياق و رغبت ، نزد امام رفت تا جايگاه خود را در كنار ياران شهيد امام به دست آورد .
از آن حضرت اجازه خواست ، امام به وى اجازه داد و او به سوى ميدان رفته شروع به پند دادن آن قوم نمود و آنان را به ياد سراى آخرت انداخته گفت :
( 2 ) « اى قوم ! من بر شما مىترسم از روزى همچون روز احزاب ، همانند قوم نوح ، عاد ، ثمود و كسانى كه بعد از آنان بودند ، خداوند ، ستمى بر بندگان نمىخواهد . اى قوم ! من بر شما بيمناكم از روز فرياد زدنها ، روزى كه پشت كرده مىرويد و شما را از خداوند پناهدهندهاى نباشد آن كس را كه خداوند گمراه سازد ، وى را هدايت كنندهاى نباشد . . . اى قوم ! حسين را نكشيد كه خداوند شما را به عذاب گرفتار سازد ، آن كس كه افترا كند ، ناكام گردد » .
آن فرومايگان ، سخنش را نفهميدند ، بلكه به سركشى و گمراهى خود ادامه دادند چرا كه خداوند بر دلها و گوشهايشان مهر زده و آنان بينا نبودند .
( 3 ) امام ، گفتارش را سپاس گفت و به او فرمود : « خداوند تو را رحمت كند ! آنان مستوجب عذاب گشتند آنگاه كه آنچه را در دعوت آنان به سوى حق بيان داشتى به تو بازگرداندند و به سوى تو برخاستند تا تو و يارانت را نابود سازند ،
هامش
( 1 ) مقرم ، مقتل ، ص 252 .