تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
« مهاجر بن اوس » و « كثير بن عبد اللّه شعبى » بر او تاختند و او را به شهادت رساندند . حضرت حسين عليه السّلام به محل شهادتش رفت در حالى كه بسيار غمگين و اندوهناك بود ، پس نگاه آخرين وداع را بر او افكند و در سوگ وى چنين فرمود : « اى زهير ! خداوند تو را دور نسازد و قاتلانت را لعنت كند ، لعنت كسانى كه به صورت ميمونها و خوكها مسخ شدند . . . » « 1 » . ( 1 )

شهادت نافع بن هلال

از كسانى كه زندگيشان را براى خدا بخشيدند ، « نافع بن هلال جملى » مىباشد . او با ايمان و صداقت ، به ميدان شتافت و با تيرهايى مسموم ، به جنگ با دشمنان خدا پرداخت . وى نام خود را بر آن تيرها نوشته بود ، در حالى كه مىگفت :
ارمى بها معلمة افواقها * مسمومة تجرى بها اخفاقها ليملأن أرضها رشاقها * و النفس لا ينفعها اشفاقها
« با آنها تيراندازى مىكنم در حالى كه آنها برترند و مسموم هستند و بالهايشان آنها را مىبرند » . « تا پرتابشان زمين را پر كنند و نفس را حرص‌ورزى سودى نمىبخشد » . ( 2 ) و همچنان آنان را با تيرهايش مىزد تا اينكه تير به آخر رسيد ، آنگاه شمشير خود را كشيد و بر آنها حمله برد در حالى كه رجز مىخواند :
انا الغلام التميمى البجلى * دينى على دين حسين بن على ان اقتل اليوم و هذا عملى * و ذاك رأيى و ألاقي عملى
هامش
( 1 ) خوارزمى ، مقتل الحسين عليه السّلام 2 / 20 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 265 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى