تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
نرسانده بود كه سخت مجروح شد و در خون خود غلتان بر زمين افتاد ، در حالى كه با صدايى آهسته مىگفت : « خداوندا آنان را به لعنت عاد و ثمود ، لعنت كن و پيامبرت را از سوى ما سلام برسان و به او برسان آنچه را از درد زخمها بر من رسيد كه من با اين كار ، پاداش تو و يارى رساندن به ذريّهء پيامبرت را خواستم » . ( 1 ) آنگاه روى به امام كرد تا ببيند آيا حقش را ادا كرده و به عهد خود با آن حضرت وفا نموده است يا نه ؟ وى گفت : « اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! آيا وفا كرده‌ام ؟ » . امام سپاسگزارانه به وى پاسخ داد : آرى ، تو در بهشت ، روبه‌روى من هستى » . ( 2 ) هنگامى كه او گفتار امام را شنيد ، جانش از رضايت و شادمانى ، سيراب گشت آنگاه ، جان پاكش به سوى پروردگارش پرواز كرد ، در حالى كه بدنش با ضربات تيرها و نيزه‌ها پاره‌پاره شده بود ؛ زيرا علاوه بر ضربه‌هاى شمشيرها و نيزه‌ها ، سيزده تير به وى اصابت نموده بود . به حقيقت ، اين است وفادارى غير قابل توصيف و بيان . ( 3 )

شهادت زهير

از ياران امام حسين عليه السّلام - كه ايمان به خدا ، جانهايشان را گداخته بود - « زهير بن قين » مىباشد . او براى رفتن به بهشت ، شتاب داشت تا با حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مصافحه نمايد . وى خوش‌حال و شادمان از فداكارى در راه امام ، به سوى آن حضرت رفت و دست خود را بر شانهء حضرت حسين عليه السّلام نهاد ، در حالى كه با اين رجز ، امام را مخاطب قرار داده بود :
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 263 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى