تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
اقدم هديت هاديا مهديّا * فاليوم القى جدك النبيّا و حسنا و المرتضى عليا * و ذا الجناحين الفتى الكميا و اسد اللّه الشهيد الحيّا
« بيا كه تو هدايت‌كننده و هدايت شده هستى ، امروز با جد تو پيامبر ، ديدار مىكنم » . « و حسن و مرتضى على و جعفر ذو الجناحين جوانمرد دلير را » . « و شير خدا ، آن شهيد زنده را » « 1 » . ( 1 ) اين رجزخوانى ، ايمان راسخ وى را نشان مىدهد ، او با ايمانى كه شكى در آن راه نداشت ، يقين داشت كه به ديدار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و وصى او امير المؤمنين ، حضرت حسن ، حضرت جعفر و حضرت حمزه ، موفق خواهد شد و اين جالب‌ترين چيزى بود كه به آن مىانديشيد . ( 2 ) امام به وى پاسخ داد : « من نيز در پى تو آنان را ديدار خواهم كرد » « 2 » . آن قهرمان ، بر اردوگاه ابن زياد حمله برد ، در حالى كه رجز مىخواند :
انا زهير و انا ابن القين * اذودكم بالسيف عن حسين
« من زهير و فرزند قين هستم كه شما را با شمشير از حسين دور مىسازم » . ( 3 ) وى ، آنان را نسبت به خود ، آشنا ساخت و به آنان اعلام كرد كه براى دفاع از سرورش حضرت حسين عليه السّلام با آنها مىجنگد . او به شدت به جنگ پرداخت و بنا به گفتهء مورخان ، 120 نفر را به هلاكت رساند « 3 » و در نبرد ، چنان فعاليتى داشت كه به وصف نمىآيد .
هامش
( 1 ) مقتل امام حسين ، خوارزمى ج 2 / 20 . ( 2 ) طبرى ، تاريخ 5 / 441 . ( 3 ) مقرم ، مقتل ، ص 247 .