( 1 ) عظمت ايمان در اين سخنان گرانقدر نمايان شده است ، جنبهء مهمى از طرز تفكر امام را نشان مىدهد كه پيشتاز كرامت انسانى بود ؛ زيرا در اين موضعگيرى دقيق ، همهء انواع كجرويها را رها كرد و ياران و اهل بيتش را در برابر حقيقت امر قرارداد و نتيجهء حتمى آن را كه همان كشته شدن و جانبازى باشد ، براى آنان بيان كرد ؛ چون چيزى جز آن وجود نداشت . . . و علاقهمند شد او را رها كنند و در تاريكى شب از او جدا شوند و تاريكى شب را پوششى براى خود قرار دهند ، شايد آنان شرم داشتند كه در روشنايى روز از او دور گردند و يا اينكه از او مىترسيدند كه آنان را از تعهداتشان در قبال خود حلّيت داد و آنان را آگاه نمود كه خود او شخصا هدف آن درندگان وحشى بود كه اگر او را به دست مىآوردند ، حاجتى به طلبيدن غير از او نداشتند .
( 2 )
پاسخ اهل بيت امام حسين عليه السّلام
هنوز امام سخنانش را پايان نداده بود كه برگزيدگان پاك از اهل بيتش ،
هامش
پس عدهاى از افراد اردوگاهش از او جدا شدند اما اهل بيتش به او گفتند : ما از تو جدا نمىشويم ، آنچه تو را غمگين سازد ، ما را نيز غمگين مىكند و آنچه به تو مىرسد به ما هم مىرسد ، ما هرگاه همراه تو باشيم ، به خداوند نزديكتر خواهيم بود . حضرت به آنان گفت :
اگر خودتان را براى آنچه من به آن تصميم گرفتهام مهيّا نمودهايد ، بدانيد خداوند جايگاههاى بلند را به خاطر تحمل ناگواريها به بندگانش مىبخشد و اگر خداوند مرا همراه آنان كه از خاندانم رفتهاند - من آخرين كسى هستم كه از آنها باقى مانده است - به كراماتى مخصوص گردانيده كه همراه آنها تحمل ناخواستهها آسان مىشود ، بخشى از كرامتهاى خداوند براى شما خواهد بود و بدانيد كه دنيا ، شيرين و تلخش خواب است و بيدارى در آخرت خواهد بود و رستگار كسى است كه در آنجا رستگار شود و بدبخت كسى است كه در آنجا بدبخت باشد » .