و زنده گردم و سپس سوزانده گردم و خاكسترم را برباد دهند و اين كار ، هفتاد بار در مورد من تكرار شود ، از تو جدا نمىشدم تا اينكه در حمايت از تو جان دهم و چگونه اين كار را نكنم در حالى كه يك بار كشته شدن است و آنگاه كرامتى كه هرگز پايانى براى آن نباشد » .
( 1 ) در فرهنگ وفادارى ، والاتر و صادقتر از اين وفادارى نيست كه او آرزو مىكند هفتاد بار كشته شود تا فداى امام گردد و حرمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را حفظ كند و چگونه مرگ در راه او را خوش نداشته باشد در حالى كه يك بار بيشتر نباشد و سپس كرامتى خواهد بود كه آن را پايانى نيست .
( 2 )
3 - زهير بن قين
« زهير بن قين » در همان خطى حركت كرد كه برادرانش اعلام نموده بودند ، وى گفت : « به خدا ! دوست داشتم كشته شوم و باز زنده گردم و سپس كشته گردم و هزار بار اين چنين باشم و اينكه خداى عز و جل به وسيلهء آن كشته شدن را از جان تو و از جان اين جوانان از اهل تو دور كند . . . » .
اين قهرمانان ، به جايگاهى از بلندهمتى رسيدند كه هيچ انسانى بدان جايگاه نرسيد ، آنان درسهاى افتخارآميزى در فداكارى در راه حق دادهاند .
( 3 ) ديگر ياران امام نيز مرگ در راه آن حضرت و جانبازى در فداكارى به خاطر حضرتش را خوشامد گفتند ، امام آنان را جزاى خير گفت « 1 » و براى همهء آنان تأكيد نمود كه به شهادت خواهند رسيد ، آنان يك صدا فرياد برآوردند :
« خداى را شكر كه ما را به يارى تو كرامت بخشيد و به كشته شدن همراه تو مشرّف
هامش
( 1 ) المنتظم 5 / 338 . طبرى ، تاريخ 5 / 419 - 420 .