وى معتقد بود كه اگر حكومت رى را به دست آورد ، زندگى آسوده و ثروت بزرگى را نصيب خود مىكند و بنابراين ، به عظيمترين جنايت در اسلام ، اقدام نمود .
( 1 )
ج - فرومايگى
فرومايگى ، يكى از سرشتهاى ابن سعد بود ؛ زيرا همهء نشانههاى شرف و كرامت از جان وى محو گرديده بود ؛ چون مسلم بن عقيل ، هنگامى كه به اسارت در دست ابن زياد افتاده بود ، از او خواست تا وصيتش را به وى بسپارد ، ولى او براى تقرّب يافتن به اربابش ، فرزند مرجانه از پاسخ مثبت دادن به وى امتناع ورزيد تا اينكه ارباب به او اجازه داد و هنگامى كه مسلم ، وصيّت خود را محرمانه به او سپرد ، به سرعت روى به ابن زياد كرد و او را از آنچه مسلم وصيّت كرده بود ، آگاه نمود كه ابن زياد در اين مورد بر او اعتراض كرد و گفت : « شخص امين به تو خيانت نمىكند ، ولى ممكن است كه خيانتكار ، امين پنداشته شود » .
( 2 ) از فرومايگى او اين بود كه هنگام شهيد شدن حضرت حسين عليه السّلام ، به غارت كردن زره آن حضرت شتافت و آن را بر تن كرد كه اگر اندك شرافت و كرامتى مىداشت ، به غارت نمودن ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نمىپرداخت ؛ زيرا وى با اين كار ، راه غارتگرى را براى افراد ستمكار سپاهش باز كرد و آنان به غارت نمودن بانوان بزرگوار حرم نبوت ، پرداختند به طورى كه حتى ملحفه و رواندازى را براى آنان باقى نگذاشتند ، مگر اينكه آن را غارت نمودند .
( 3 )
د - بزدلى و ترسو بودن
ابن سعد ، هيچ نشانى از دليرى و شجاعت نداشت ، بلكه ترسويى سست