اينكه منصب و رياستى به دست آورد .
( 1 ) وى خود را به رنج و سختى افكند تا اعتماد فرزند مرجانه را به دست آورد .
ابن سعد ، پس از اينكه حضرت حسين عليه السّلام را به قتل رساند ، به فرزند مرجانه گفته بود : به خدا ! با تو چنان اخلاصى در مورد حسين روا داشتم كه اگر با پدرم سعد بن ابى وقاص ، چنان اخلاصى مىداشتم ، حقش را ادا كرده بودم « 1 » .
ابن سعد ، شخصيتى مستقل و يا ارادهاى كريمانه نداشت ، بلكه يكى از دنبالهروهاى نظام حاكم بود و با هر وسيلهاى كه در اختيار داشت ، براى كسب توجه آن ، تلاش مىكرد .
( 2 )
ب - حرص شديد براى دستيابى به حكومت
نشانهء ديگرى از سرشتهاى ابن سعد ، حرص شديد وى براى رسيدن به قدرت و تلاش در راه كسب پست و مقام بود . مورخان مىگويند : وى پدرش را تشويق مىكرد تا در جريان حكميّت حاضر شود ، شايد آن از على و معاويه منصرف شوند و او را به خلافت برگزينند ، ولى پدرش از اين كار خوددارى نمود و به آنچه خود داشت ، قناعت ورزيد « 2 » . و هنگامى كه ابن زياد او را به حكومت رى منصوب نمود و وى را تهديد كرد كه اگر براى جنگ با حضرت حسين خارج نشود ، او را معزول مىنمايد ، خانوادهاش صداى او را شنيدند كه مىگفت :
ا اترك ملك الرى و الرى بغيتى * ام ارجع مأثوما بقتل حسين
« آيا ملك رى را ترك كنم در حالى كه رى ، آرزوى من است و يا اينكه از قتل حسين ، گناهكار بازگردم ؟ » .
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 467 .
( 2 ) البداية و النهاية 7 / 282