تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
اراده و ضعيف النفس بود . هنگامى كه مسألهء توابين پيش آمد ، دچار ترس شديدى شد ، ديگر در خانهء خود نمىخوابيد ، بلكه در كاخ فرماندارى مىخوابيد تا سربازان كاخ او را محافظت نمايند ، در حالى كه پريشان بود و شبها را از شدت ترس و اضطراب ، بيدار مىماند و وقتى كه مأموران مختار بر او تاختند ، با اضطراب از بستر خود برخاست و به خاطر پريشانى فراوانى كه بر او دست يافته بود ، پيش از آنكه جنگ‌افزار خود را بردارد ، بر زمين افتاد و مأموران ، او را در بسترش كشتند و بدين وسيله ، دعاى حضرت حسين عليه السّلام به اجابت رسيد كه دعا كرده بود خداوند او را در بسترش سر از تن جدا نمايد . ( 1 ) عجيب اين است كه « خير الدين زركلى » او را از فرماندهان دلير دانسته است « 1 » ، اگر وى - همانند گفته زركلى - شجاع مىبود ، خانواده خويش را رها نمىكرد و به منظور دور ساختن و رعب و وحشت ، به قصر حكومت پناهنده نمىگشت . ( 2 )

ه - شك در معاد

ابن سعد ، به معاد ايمان نداشت و به آن مشكوك بود ، آن‌گونه كه در شعر خود گفته هنگامى كه براى جنگ با حضرت حسين عليه السّلام انتخاب گرديد ، در آنجا مىگويد :
يقولون : ان اللّه خالق جنة * و نار و تعذيب و غل يدين
« مىگويند : خداوند بهشتى را آفريده است و آتشى ، شكنجه‌اى و دست‌بند زدنى » . بنابراين ، وى نه به حساب ايمان داشت و نه به بهشت و جهنم ، آن‌طور كه
هامش
( 1 ) زركلى ، الاعلام 5 / 205 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 132 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى