نمىبخشد » .
« برخيز تا در تاريكى ، آفتاب درخشانى بپاكنيم ، آنجا كه جامها و كاسههايش ستارگان تابانش باشند » .
« شايد ما آنگاه كه فراخوان جدايى ما را فراخواند ، برويم در حالى كه جانهايمان از آن سيراب باشند » .
« آنچه را كه هست برگيرد و آنچه را وعده داده شدهاى ، رها كن ، اين كار خردمندان است و تأخير را آفتهايى باشد » .
« پيش از آنكه شبها هر عاريهاى را بازگردانند ؛ زيرا خلعتهاى دنيا ، عاريهاى هستند » .
رشيد ، معاويه را لعنت كرد و آنچه را در مورد يزيد گفته بود ، درباره او گفت « 1 » .
( 1 )
عجلى ، ابن سعد را معتبر مىشمارد !
عجلى ، عمر بن سعد را معتبر دانسته و گفته است : وى از پدرش احاديثى را روايت مىنمود و مردم از او روايت كردهاند ، او يك تابعى مورد اعتماد بود ، وى همان كسى است كه حسين را كشت « 2 » ! ! ( 2 ) نمىدانيم كه چگونه ابن سعد ، مورد اعتماد بوده ، در حالى كه ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كشته و عترت پاك را از بين برده بود با اينكه خداوند مودّتشان را بر همهء مسلمين واجب نموده است . . .
هامش
( 1 ) شيخ مفيد ، الثاقب فى المناقب ، از كتابهاى خطى كتابخانهء امام امير المؤمنين عليه السّلام .
( 2 ) تهذيب التهذيب 7 / 451 . ميزان الاعتدال 3 / 198 .