تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
نمىبخشد » . « برخيز تا در تاريكى ، آفتاب درخشانى بپاكنيم ، آنجا كه جامها و كاسه‌هايش ستارگان تابانش باشند » . « شايد ما آنگاه كه فراخوان جدايى ما را فراخواند ، برويم در حالى كه جانهايمان از آن سيراب باشند » . « آنچه را كه هست برگيرد و آنچه را وعده داده شده‌اى ، رها كن ، اين كار خردمندان است و تأخير را آفتهايى باشد » . « پيش از آنكه شبها هر عاريه‌اى را بازگردانند ؛ زيرا خلعتهاى دنيا ، عاريه‌اى هستند » . رشيد ، معاويه را لعنت كرد و آنچه را در مورد يزيد گفته بود ، درباره او گفت « 1 » . ( 1 )

عجلى ، ابن سعد را معتبر مىشمارد !

عجلى ، عمر بن سعد را معتبر دانسته و گفته است : وى از پدرش احاديثى را روايت مىنمود و مردم از او روايت كرده‌اند ، او يك تابعى مورد اعتماد بود ، وى همان كسى است كه حسين را كشت « 2 » ! ! ( 2 ) نمىدانيم كه چگونه ابن سعد ، مورد اعتماد بوده ، در حالى كه ريحانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كشته و عترت پاك را از بين برده بود با اينكه خداوند مودّتشان را بر همهء مسلمين واجب نموده است . . .
هامش
( 1 ) شيخ مفيد ، الثاقب فى المناقب ، از كتابهاى خطى كتابخانهء امام امير المؤمنين عليه السّلام . ( 2 ) تهذيب التهذيب 7 / 451 . ميزان الاعتدال 3 / 198 .