تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
« زيرا آنچه در مورد روز رستاخيزمان به تو گفته شده ، سخنانى بيهوده است كه دل را به اشتباه مىاندازد » . « و اگر مردم فضول نمىبودند ، محمد را ديدار مىكردم ، با شرابى خالص كه استخوانها را سيراب مىسازد » . « ميان مردم اختلافى در اين نيست كه محمد ، قبرى را در مدينه برگزيده است » . « گاه مىشود كه چراگاه بر زمين گنديده مىرويد ، در حالى كه براى آن شاخه‌اى باشد كه رازى از زير آن هويدا باشد » . « ما نابود مىشويم و آثارى بر روى زمين نمىماند ولى كينهء دلها به حال خود باقى مىمانند » . ( 1 ) رشيد ، اندوهناك شد و گفت : خداوند ، يزيد را لعنت كند كه به پروردگار ، عقيده‌اى نداشت و به روز رستاخيز و نبوت نيز معتقد نبود . اى اسحاق ! آيا مىدانى كه اين را از چه كسى گرفته است ؟ - آرى اى امير مؤمنين ! آن را از شعر پدرش معاويه گرفته بود . ( 2 ) - معاويه چه گفته بود ؟ گفته بود :
سائلوا الدير من بصرى صبابات * فلا تلمنى فلا تغنى الملامات قم نجل فى الظلماء شمس ضحى * نجومها الزهر طاسات و كاسات لعلنا ان يدع داع الفراق بنا * نمضى و انفسنا منها راويات خذ ما تعجل و اترك ما وعدت به * فعل اللبيب فللتأخير آفات قبل ارتجاع الليالى كل عارية * فانما خلع الدنيا استعارات
« بپرسيد از دير بصراى ته‌مانده‌ها ، مرا نكوهش مكن كه نكوهشها سودى