« زيرا آنچه در مورد روز رستاخيزمان به تو گفته شده ، سخنانى بيهوده است كه دل را به اشتباه مىاندازد » .
« و اگر مردم فضول نمىبودند ، محمد را ديدار مىكردم ، با شرابى خالص كه استخوانها را سيراب مىسازد » .
« ميان مردم اختلافى در اين نيست كه محمد ، قبرى را در مدينه برگزيده است » .
« گاه مىشود كه چراگاه بر زمين گنديده مىرويد ، در حالى كه براى آن شاخهاى باشد كه رازى از زير آن هويدا باشد » .
« ما نابود مىشويم و آثارى بر روى زمين نمىماند ولى كينهء دلها به حال خود باقى مىمانند » .
( 1 ) رشيد ، اندوهناك شد و گفت : خداوند ، يزيد را لعنت كند كه به پروردگار ، عقيدهاى نداشت و به روز رستاخيز و نبوت نيز معتقد نبود . اى اسحاق ! آيا مىدانى كه اين را از چه كسى گرفته است ؟
- آرى اى امير مؤمنين ! آن را از شعر پدرش معاويه گرفته بود .
( 2 ) - معاويه چه گفته بود ؟
گفته بود :
سائلوا الدير من بصرى صبابات * فلا تلمنى فلا تغنى الملامات
قم نجل فى الظلماء شمس ضحى * نجومها الزهر طاسات و كاسات
لعلنا ان يدع داع الفراق بنا * نمضى و انفسنا منها راويات
خذ ما تعجل و اترك ما وعدت به * فعل اللبيب فللتأخير آفات
قبل ارتجاع الليالى كل عارية * فانما خلع الدنيا استعارات
« بپرسيد از دير بصراى تهماندهها ، مرا نكوهش مكن كه نكوهشها سودى