وارد شويد ، خداوند شما را رحمت فرمايد » .
آنها وى را اجابت نموده و همگى همراه وى به كوفه وارد شدند ولى بر انديشهء خويش باقى ماندند و آن را ميان سادهانديشان منتشر مىساختند تا آنجا كه نظر آنان شايع گشت و شوكت آنان نيرو گرفت و شروع به پراكنده ساختن رعب و هراس ميان مردم كردند و مردم را به گمراهى و عزل امام و قرار دادن امر خلافت به عهدهء شورايى از مسلمين فرا خواندند « 1 » .
( 1 )
جلسهء حكمين
مدتى كه دو طرف براى حكميت تعيين كرده بودند ، پايان يافت و معاويه قدرتى را كه در صفين از دست داده بود ، باز به دست آورده و وضعيت وى مستحكم گشت و پيامى براى امام فرستاد و خواستار شد كه به حكميت وفا كند و علت شتاب وى اين بود كه مىدانست سپاه امام به چه حالتى از تفرقه و اختلاف دچار شده است . نيز مىدانست كه نتيجه به نفع او خواهد بود ؛ زيرا كسى كه براى حكميت انتخاب شده ، ابو موسى اشعرى بود كه معاويه از مخالفت وى با امام آگاهى داشت .
( 2 ) امام ، ابو موسى اشعرى را براى حكميّت اعزام نمود و چهار صد نفر از يارانش را همراه وى فرستاد و « شريح بن هانى » را فرمانده آنها ساخت و « عبد اللّه بن عباس » را براى نماز خواندن با آنان تعيين فرمود .
( 3 ) دو - حكم - گمراه ، به تعبير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله « 2 » ، در « دومة الجندل » و يا در « اذرح »
هامش
( 1 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام ، 1 / 469 - 472 .
( 2 ) « سويد بن غفله » روايت كرده : همراه ابو موسى اشعرى در روزگار خلافت عثمان ، كنار