تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
( 1 )

حكميّت

گرفتارى و سختى امام با سپاهيان متمردش تا اين حدّ از عصيان و سرپيچى تمام نشد ، بلكه مسأله به بالاتر از اين نيز كشيده شد ؛ زيرا عصيانگران به رهبرى « اشعث بن قيس » بر انتخاب « ابو موسى اشعرى » كه از سرسخت‌ترين و كينه‌توزترين دشمنان امام بود ، اصرار ورزيدند و پافشارى آنها براى انتخاب وى به اين جهت بوده كه مىدانستند وى امام را از خلافت ، عزل مىكند و ديگرى را برمىگزيند ، از كسانى كه خواسته‌هايشان را تأمين كند . آنها دور امام را گرفته و شعار مىدادند : ما ابو موسى اشعرى را مىخواهيم ! ! امام ، آنها را بازداشت و از انتخاب وى نهى كرده ، فرمود : « شما در آغاز كار ، از من سرپيچى نموديد ، پس الآن مرا نافرمانى نكنيد ، من تصميم ندارم كه ابو موسى را مأمور سازم » . ( 2 ) آنها بر گمراهى و عناد خود ، پاى فشردند و گفتند : ما به غير از او راضى نمىشويم ؛ زيرا آنچه وى ما را از آن بر حذر مىداشت ، به آن گرفتار شديم . ( 3 ) امام ، واقعيت حال ابو موسى و مخالفتش با خود حضرت را برايشان بيان نمود و فرمود : « وى مورد اعتماد من نيست ، از من جدا شده و مردم را از من دور كرده و سپس از نزد من فرار كرد تا اينكه چند ماه بعد او را امان دادم . ابن عباس را مأموريت مىدهيم » . ( 4 ) آنان از نامزد نمودن « ابن عباس » خوددارى كردند . امام بار ديگر آنها را به انتخاب « مالك اشتر » راهنمايى كرد ، ولى آنان وى را نپذيرفتند و بر انتخاب اشعرى اصرار ورزيدند و امام ديگر چاره‌اى جز رضايت و پذيرش نداشت .