تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
افكندند و آتش اختلاف را ميان آنان شعله‌ور ساختند » « 1 » . ( 1 ) به هر حال ، هنگامى كه شكست اهل شام آشكار گرديد و نيروهايشان به تحليل رفت ، معاويه هراسناك نزد عمرو عاص شتافت و از او نظر خواست كه او برداشتن قرآنها را توصيه كرد . ( 2 ) معاويه ، فورا دستور داد تا حدود پانصد مصحف بر بالاى نيزه‌ها برداشته شود و فريادهاى اهل شام با يك عبارت بلند شد : « اين كتاب خدا از فاتحه تا خاتمهء آن ، ميان ما و شماست ، چه كسى مرزهاى شام را بعد از اهل شام حفظ مىكند ؟ چه كسى مرزهاى عراق را بعد از اهل عراق نگه مىدارد ؟ چه كسى براى جهاد با روم مىرود ؟ چه كسى براى تركان خواهد بود ؟ و چه كسى با كفّار مقابله خواهد كرد ؟ » . ( 3 ) اين ادّعا ، همچون صاعقه‌اى بر سر سپاه عراق فرود آمد كه كاملا دگرگون شدند و همچون موج ، به سوى امام شتافتند فرياد بر آوردند : « معاويه با توبه حق آمده ، تو را به سوى كتاب خدا فرا خوانده است ، از او بپذير ! ! . . . » . امام ، از بطلان حيله سخت متأثر شد و دانست كه آن ، نتيجهء شكست آنان در عمليات نظامى است و مقصود از آن چيزى جز فريب دادن آنها نبوده و قرآنها را برداشته‌اند نه بخاطر ايمان به آنها بلكه براى خدعه و نيرنگ و جاى تأسف است كه آنان در لحظات سرنوشت‌ساز تاريخشان ، آيندهء خود و سرنوشت امّت را در نظر نگرفتند در حالى كه جز چند لحظه ، چيزى به درهم كوبيده شدن دژهاى ظلم و نابودى پايگاههاى ستم ، باقى نمانده بود . ( 4 ) چه مصيبت بار و تأسف‌انگيز است كه آنان بر تمرّد و عناد ، اصرار
هامش
( 1 ) الفتنة الكبرى 2 / 89 .