تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
اللّه صلّى اللّه عليه و آله در دفاع از تأويل قرآن و در دفاع از امام مسلمين ، جنگى شديد نمود . پس عمار ، چه هديه‌ها و چه الطافى بر اسلام دارد . ( 1 ) عمار ، با نيروهاى خيانت پيشه ، درگير نبردى سخت شد تا اينكه پليدى از ميان پليدان بشريّت به نام « ابو الغاديه » بر او تاخت و با نيزه‌اش ضربه‌اى كشنده بر او زد و آن قلعهء بلند عقيده و ايمان ، در حالى كه بسيار تشنه بود در خون پاكش بر زمين غلتيد ، بانويى ، ظرفى از شير برايش آورد و هنگامى كه آن را ديد ، لبخندى زد و از نزديك شدن اجلش مطمئن گشت و با صدايى آرام و مطمئن گفت : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من فرمود : آخرين نوشيدنى تو از دنيا ، كاسه‌اى شير است و گروه ستمگر تو را مىكشد » . ( 2 ) ديرى نپاييد كه آخرين نفس‌هاى خود را كشيد و با مرگ وى ، برجسته‌ترين صفحهء درخشان ايمان و جهاد ، در هم پيچيده شد و آن قهرمانى كه زندگى فكر و انديشه را با اخلاص و تلاشش روشن ساخته بود ، به سوى حق بالا رفت . ( 3 ) امام امير المؤمنين عليه السّلام هنگامى كه عمار به ميدان جهاد رفت ، پيوسته ناآرام بود و مىفرمود : « خبرى از فرزند سميّه برايم بياوريد » . گروهى از سربازان براى جستجوى عمار رفتند و او را كشته و آغشته به خون شهادت يافتند و شتابان نزد امام برگشتند و او را از شهادتش باخبر ساختند . امام به شدت افسرده شد و نيروهايش در هم فرو ريخت و امواجى از درد شديد بر چهره‌اش جارى گشت ، زيرا يار و برادر را از دست داده بود . ( 4 ) امام ، اندوهگين و غمگين ، در حالى كه از دو چشم اشك مىريخت ، به سوى شهادتگاه عمار حركت كرد و فرماندهان سپاه نيز كه در غم از دست دادن آن قهرمان بزرگ ، سوگوار بودند ، همراه آن حضرت روانه شدند .