تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
قد اكثروا لومى و ما اقلا * انى شريت النفس لن اعتلا اعور يبغى نفسه محلّا * لا بد ان يفل او يفلا قد عالج الحياة حتى ملّا * اشلهم بذى الكعوب شلا
« آنها مرا بسيار سرزنش كردند و كم نگفتند ، من جانم را افروخته‌ام و بازنمىگردم » . « اعورى هستم كه براى خود جايى مىجويد ، بايد كه درهم شكنم و يا درهم شكسته شوم » . « با زندگى بسيار تلاشها داشته و خسته شده‌ام ، با نيزه‌ام آنها را از حركت بازمىدارم » . ( 1 ) اين رجز ، تصميم او را بر مرگ و خستگيش را از زندگى نشان مىدهد . آنگاه در ميدان نبرد ، به تاخت‌وتاز پرداخت در حالى كه عمار ، در كنارش مىجنگيد و رجز مىخواند :
نحن ضربناكم على تنزيله * و اليوم نضربكم على تأويله ضربا يزيل الهام عن مقيله * و يذهل الخليل عن خليله او يرجع الحق الى سبيله
« ما بر سر تنزيل قرآن با شما جنگيديم و امروز بر سر تأويلش با شما مىجنگيم » . « جنگى كه سر از گردن جدا مىكند و دوست را از دوست بىخبر مىسازد » . « و يا اينكه حق به راهش بازگردد » . ( 2 ) عمار ، با ايمان و اخلاص ، همراه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با مشركان جنگيد و در دفاع از كلمهء توحيد ، مبارزه‌اى بسيار سخت داشت و همراه با برادر رسول