داشتند ، ( 1 ) لذا امام به سپاهيانش آماده باش كامل داد و معاويه نيز چنين كرد و دو سپاه در نبردى سهمگين به هم رسيدند و سختترين و شديدترين جنگها به وقوع پيوست و سمت راست سپاه امام از جاى خود عقب رانده شد و امام در حالى كه حسن و حسين همراهش بودند « 1 » به نبرد پرداختند و اما به سمت چپ سپاه خود يعنى ربيعه ، پيوست و ربيعه در برابر امام ، شهادت طلبانه به جنگ پرداختند ، گويندگانشان مىگفتند : « بعد از امروز ، عذرى در نزد عرب نخواهيد داشت ، اگر به امام در حالى كه ميان شما قرار دارد ، آسيبى برسد » .
( 2 ) ربيعه ، براى مرگ ، پيمان بستند و در جنگ ، پايدارى نمودند و سمت راست سپاه امام با تلاش فرماندهاش « مالك اشتر » ، به حال خود برگشت و جنگ با سختترين حالتهايش ادامه يافت و ناتوانى و علايم شكست در سپاه معاويه آشكار شد و معاويه تصميم به فرار داشت ، اما شعر « ابن الاطنابه » را به ياد آورد كه :
ابت لى همتى و ابى بلائى * و اقدامى على البطل المشيح
و اعطائى على المكروه مالى * و اخذى الحمد بالثمن الربيح
و قولى كلما حشأت و جاشت * مكانك تحمدى او تستريحى
« همّت ، تلاش و اقدامم در برابر قهرمان غيور ، براى من نمىپسندند » .
« و اينكه اموالم را ناخواسته داده و ستايش را با بهاى پرسود ، گرفته باشم » .
« و گفتارم هرگاه جانم به هيجان بيايد و بشورد ، در جاى خودت ستايش مىشوى يا آرام مىگردى » .
( 3 ) اين شعر ، او را به صبر و پايدارى بازگرداند ، آن گونه كه خود او در روزگار حكومت و قدرتش بازگو مىكرد .
هامش
( 1 ) انساب الاشراف ، 2 / 305 و 3 / 86 .