تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
اندازى پرداخت و با او به وقت‌كشى فراوان دست زد ؛ زيرا براى خود ، گريزگاهى جز مسامحه كارى و موكول كردن امور به آينده نداشت . ( 1 )

معاويه و عمرو عاص

معاويه دريافت كه نمىتواند بر حوادث چيره شود مگر آنكه عمرو عاص ، تيزهوش عرب ، به وى بپيوندد و از او براى تدبير حيله‌ها و طرح نقشه‌هايى كه به پيروزيش در سياست منجر شود ، يارى جويد . پس نامه‌اى به وى نوشت و از او خواست كه در دمشق حاضر گردد . ( 2 ) « ابن عاص » به گفتهء مورخان : از عثمان به خاطر عزلش از مصر ، ناخشنود بود و مردم را بر ضد وى تحريك مىكرد و آنها را به اقدام بر عليه وى تشويق مىنمود و او از جمله كسانى بود كه براى فتنه و شورش بر ضد عثمان ، زمينه‌سازى كرد و هنگامى كه از وقوع قيام بر ضد او مطمئن گرديد ، به سوى زمينى كه در فلسطين داشت ، خارج شد و در آنجا اقامت نموده ، اخبار قتل عثمان را دنبال مىكرد . ( 3 ) هنگامى كه نامهء معاويه به ابن عاص رسيد ، در كار خود سرگردان ماند و با دو فرزندش « عبد اللّه و محمد » به مشورت پرداخت . « عبد اللّه » مرد با صداقت و درستكارى بود و به وى گفت از مردم كناره‌گيرى نمايد و پاسخى به معاويه ندهد تا اينكه كلمهء مسلمين وحدت يابد و به آنچه مسلمين وارد شده‌اند ، داخل شود . پسرش محمد ، به چيزى طمع برد كه جوانان قريش به آن طمع برده بودند از وسعت مال ، پيشرفت و شهرت و لذا به پدرش گفت به معاويه ملحق شود تا از
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 70 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى