عمل مىكرد كه خواهان حكومت و قدرت بود ، بنابراين ، براى خود ، قدرتى تهيه ديد و وجدانها را خريد و اقتصاد منطقه را در خدمت تقويت خويش به كار گرفت .
( 1 ) پس از حوادثى كه عثمان مرتكب شده بود ، معاويه دانست كه بدون شك كشته مىشود . عثمان هنگامى كه در محاصره قرار داشت از او يارى خواست ولى وى در يارى رساندن به عثمان ، كوتاهى نمود و منتظر ماند تا اينكه كشته شود . او پيراهن و خون او را وسيلهاى براى رسيدن به قدرت قرار دهد . جنگ جمل نيز كه شعار خونخواهى عثمان را داشت ، معاويه را به اين امر سوق داد و او اين بهانه را بهترين وسيلهاى يافت كه حكومت را به دست آورد .
( 2 ) مورخان مىگويند : وى قتل عثمان را بزرگ جلوه داد و آن را مهم اعلام نمود و با بهانهء خونخواهى وى ، پايههاى حكومتش را محكم مىكرد .
امام عليه السّلام در دين خود با شديدترين حالت ، احتياط مىكرد و لذا نه سازش مىكرد و نه با كسى اظهار دوستى مىنمود ، بلكه بر شيوهاى آشكار ، حركت مىكرد و لذا از اينكه معاويه را براى يك لحظه حاكم بر شام باقى گذارد ، امتناع ورزيد ، زيرا باقى گذاردن وى در منصبش ، تأييدى براى ظلم و تقويتى براى ستم بود .
( 3 ) به هر حال ، امام پس از جنگ جمل ، همراه با نيروهاى مسلّحش ، از بصره خارج شد و به سوى كوفه رفت تا آن را پايتخت و مقرّ خويش قرار دهد و به محض ورود به كوفه ، به تهيّهء امكانات جنگى براى مبارزه با دشمنى سرسخت ، پرداخت ؛ دشمنى كه از نيروهاى فراوانى برخوردار بود و همه او را دوست داشتند و يارى مىنمودند .
( 4 ) « شنى » ، امام را پس از پيروزيش در واقعهء جمل ، به جنگ با اهل شام
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٦٨