تحريك و تشويق مىنمود و به آن حضرت گفته بود :
قل لهذا الامام قد خبت الحر * ب و تمت بذلك النعماء
و فرغنا من حرث من نكث * العهد و بالشام حية صمّاء
تنفث السم مال من نهشته * فارمها قبل ان تعض شفاء « 1 »
« بگو به اين امام كه جنگ خاموش گشته و نعمت بدان كامل شده است » .
« و از جنگ با پيمانشكنان فارغ شدهايم در حالى كه مارى خطرناك در شام وجود دارد » .
« زهر مىپاشد و هر كه را بگزد ، درمانى ندارد ، پس بر آن تير بينداز قبل از اينكه نيش بزند » .
( 1 )
اعزام جرير
پيش از آنكه امام ، جنگ بر غول شام را آغاز كند ، « جرير بن عبد اللّه بجلى » را نزد وى اعزام داشت تا او را به فرمانبردارى و داخل شدن در آنچه مسلمين از بيعت با آن حضرت داخل شده بودند ، فرا خواند و نامهاى نيز براى وى فرستاد « 2 » كه در آن او را به سوى حق از كوتاهترين راه و با واضحترين شيوههاى آن دعوت كرد و فرمود : حكمت ، هدايت كنندهاى است براى كسى كه خواهان هدايت باشد و خداوند درونش را براى آن آماده ساخته و سرچشمهء نور را در قلبش گشوده باشد .
( 2 ) جرير ، به معاويه رسيد و نامهء امام را به وى داد و او را پند و اندرز بسيار نمود . معاويه از او مىشنيد و در پاسخش چيزى نمىگفت ، بلكه به پشت گوش
هامش
( 1 ) الاخبار الطوال ، ص 117 .
( 2 ) الرسالة فى وقعة صفين ، ص 27 - 30 .