ميان افراد يك خانواده نيز پديدهاى نمايان باقى ماند به طورى كه بعضى از فرزندان آن ، شيعهء على و بعضى ديگر ، پيروان عايشه بودند .
( 1 ) مورخان مىگويند : بصره تا سالها بعد ، دوستى نسبت به عثمان را حفظ كرد و علت اينكه امام حسين عليه السّلام به سوى بصره حركت نكرد ، همين است كه آن منطقه به دوستيش نسبت به عثمان معروف شده بود « 1 » .
( 2 ) 3 - اين جنگ ، هيبت نظام را از بين برد و افراد را به خروج بر آن جرئت بخشيد ؛ زيرا احزاب سودپرستان تشكيل شد ؛ آنان كه هدفى جز تسلّط بر دولت و به دست گرفتن خيرات كشور نداشتند تا آنجا كه جنگ بر سر قدرت ، از بارزترين مشخصات آن روزگار شد .
( 3 ) 4 - جنگ جمل ، باب زد و خورد ميان مسلمين را باز كرد و پيش از آن ، مسلمين به سختى از ريختن خون يكديگر پرهيز مىنمودند .
( 4 ) 5 - اين جنگ ، سبب عقبماندگى و كند كردن حركت اسلام و جلوگيرى از رشد آن گرديد ؛ زيرا امام پس از جنگ جمل به مقاومت در برابر تمرّد و عصيانى كه معاويه و ديگر طمعجويان در حكومت آغاز كرده بودند ، پرداخت كه به سنگينترين زيانها بر اسلام منجر گرديد .
( 5 ) « ولز » فيلسوف مىگويد : « اسلام نزديك بود همهء جهان را فتح نمايد اگر بر سيرت نخستين خود ، حركت را ادامه مىداد و اگر از همان آغاز كار ، جنگ داخلى از ميان آن بر نمىخاست ؛ زيرا هدف عايشه پيش از هر چيزى اين بود كه على را شكست دهد » « 2 » .
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 244 .
( 2 ) شيخ المضيرة ، ابو هريرة ، ص 173 .