تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
از ترس ، زرد گشته بود ، مىگفتند : « مردم به جاى تو كار را انجام مىدهند » « 1 » . مردان نيز به سوى فرزند و برادر خود مىآمدند و دلهايشان را از ترس و وحشت مىانباشتند . ابن زياد تا حد زيادى بر حوادث چيره شده و بر وضعيت تسلّط كامل يافته بود ، در حالى كه كوفيان جامهء سركشى بر ضد بنى اميه را از تن در آورده و لباس خوارى و بردگى را پوشيده بودند ، سببش ارعاب و سنگدلى حكومت بود ، گويا خون در ميان عمامه‌ها و ريشها ، موج مىزند . ( 1 )

شكست سپاه

سپاه مسلم ، دچار شكستى رسواكننده شد كه در همهء ادوار تاريخ ، نظيرى نداشت ؛ زيرا تبليغات گمراه‌كننده آن را به شكست كشانده بود ، بدون اينكه هيچ‌گونه نيروى نظامى در برابر آن باشد . مورخان مىگويند : مسلم ، به هر كوچه‌اى كه مىرسيد ، گروهى از يارانش جدا مىشدند در حالى كه مىگفتند : « ما را چه به وارد شدن ميان سلاطين ! » « 2 » . ( 2 ) زمانى طولانى نگذشته بود كه بيشتر آنان ، پاى به فرار گذاشتند و مسلم ، با گروهى از آنان ، نماز عشا را در جامع اعظم برگزار كرد ، آنها در حين نماز فرار مىكردند ، هنگامى كه فرزند عقيل نمازش را تمام كرد ، همهء آنان ، از جمله فرماندهان سپاه ، فرار كرده بودند و كسى باقى نماند كه راه را به وى نشان دهد ، او
هامش
( 1 ) أبي الفداء ، تاريخ 1 / 189 - 190 ، ابن اثير ، تاريخ 4 / 31 . ( 2 ) الدر المسلوك فى احوال الانبياء و الاوصياء 1 / 108 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 485 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى