4 - شمر بن ذى الجوشن ضبابى « 1 » .
( 1 ) اين افراد ، به سوى صفوف سپاه مسلم روان شدند و دست به اشاعهء ترس و انتشار اراجيف در ميان آنان زدند و نسبت به آنها اخلاص و وفادارى اظهار نموده آنان را از سپاهيان اهل شام ترساندند كه از جمله گفتههاى كثير بن شهاب اين بود :
( 2 ) « اى مردم ! به خانوادههايتان ملحق شويد و در شرّ عجله نكنيد و خود را در معرض كشته شدن قرار ندهيد ؛ زيرا سپاهيان امير المؤمنين - يعنى يزيد - در حال آمدن هستند ، او به امير - يعنى ابن زياد - با قيد سوگند به خدا قول داده است كه اگر شما به جنگ با وى ادامه دهيد ، از همين امشب ، از اينجا دور نشويد ، فرزندان شما را از سهم بيت المال محروم مىكند و جنگجويان شما را در صحنههاى جنگ مردم شام ، بدون چشم داشت ، متفرق سازد و بىگناه را به گناهكار و حاضر را به گناه غايب بگيرد تا از اهل معصيت كسى در ميان شما نماند ، مگر اينكه كيفر عملكرد خود را چشيده باشد » « 2 » .
( 3 ) اين تهديد ، همچون صاعقه بر سر مردم كوفه بود ، زيرا شامل انواع بىرحمانهاى از ارعاب بود كه عبارتند از :
الف - تهديد آنان به آمدن سپاهيان اهل شام كه به طرف آنها حركت كرده بودند و در صورتى كه اينان به اصرار خود بر نافرمانى و عناد ادامه دهند آن سپاهيان ، دست به قتل و شكنجه بسيارى از آنان خواهند زد .
ب - محروم ساختن آنان از بخشش ، در حالى كه كوفه منطقهاى نظامى
هامش
( 1 ) همان ، ص 31 .
( 2 ) طبرى ، تاريخ 5 / 370 - 371 .