تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
افتاده بود و له له مىزد . وى داخل قصر شد و درها را بر خود بست « 1 » . ( 1 ) مسجد و بازار از ياران مسلم پر شد و دنيا بر فرزند زياد ، تنگ گرديد و به هلاك شدن يقين پيدا كرد ؛ زيرا نيرويى براى حمايت از خويش نداشت جز سى نفر از افراد پليس و بيست نفر از سردمداران كه از عمّال وى بودند ، « 2 » در حالى كه بر تعداد سپاهيان مسلم ، افزوده مىشد تا آنجا كه به قول برخى از مورخان ، به هيجده هزار نفر رسيدند ، پرچمها را برافراشته و شمشيرها را بر افراخته بودند و صداهاى آنان به شماتت ابن زياد و دشنام‌گويى وى بلند بود . بعضى از مورخان نوشته‌اند : ميان پيروان فرزند زياد و سپاه مسلم زد و خورد شديدى جريان يافت . ( 2 ) پسر زياد ، در مورد نزديكترين وسايلى كه او را به رهايى حكومتش از انقلاب توانا مىساخت ، مىانديشيد و به اين نتيجه رسيد كه جز جنگ اعصاب و تبليغات ارعاب‌انگيز ، راه ديگرى ندارد و همين راه را هم در پيش گرفت . ( 3 )

جنگ اعصاب

آن ستمگر به گروهى از سردمداران كوفه دستور داد كه ترس و وحشت را ميان مردم منتشر سازند كه اين افراد براى انجام اين مهم ، دست به كار شدند : 1 - كثير بن شهاب حارثى . 2 - قعقاع بن شور ذهلى . 3 - حجار ابن ابجر .
هامش
( 1 ) البداية و النهاية 8 / 154 . الفتوح 5 / 85 - 86 . ( 2 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 30 .