زمين افتاد . ابن زياد به وى گفت : اگر اين وضع را ادامه دهى و منتظر باشى تا به قصر برسيم ، صد هزار به تو مىدهم .
( 1 ) « مهران » به وى گفت : نه به خدا ! نمىتوانم . آنگاه آن ستمگر فرود آمد و جامههاى يمانى و عمامهاى سياه پوشيد و نقاب بر چهره زد تا هر كس او را ببيند به اشتباه او را حضرت حسين عليه السّلام ، تصور كند و به تنهايى حركت كرد و از طرف نجف ، وارد كوفه شد « 1 » در حالى كه قلبش از شدت ترس همچون بال پرنده بود . اگر وى قدرى شجاعت و دليرى داشت ، تغيير وضعيت و لباس نمىداد تا مردم را به اشتباه بيندازد كه او حضرت حسين عليه السّلام است . . . آن ترسو ، براى حمايت خويش به اين وسايل متشبث شد . برخى از منابع مىگويند : وى از سخن گفتن خوددارى نمود تا مبادا مردم او را بشناسند و شمشيرهايشان او را ببرّند .
( 2 )
در قصر الاماره
آن پليد ، به سرعت به سوى « قصر الاماره » « 2 » شتافت در حالى كه به شدت
هامش
( 1 ) مقرم ، مقتل حسين عليه السّلام ، ص 165 .
( 2 ) قصر الاماره ( كاخ فرماندارى ) : نخستين ساختمان دولتى در اسلام است كه « سعد بن ابى وقاص » آن را بنا كرده بود و نشانههايش همانند همهء نشانههاى كوفه ، به غير از مسجد جامع ، از بين رفته است ، ادارهء كل آثار باستانى در عراق ، براى شناسايى آن تلاش كرد و در مواقع مختلف پايههاى آن را كشف نمود ، نتايج كاوشهايى كه در مورد آن انجام گرفت نشان داد كه آن قصر از يك حصار خارجى تشكيل مىشود و شامل چهار ديوار است ، طول آنها تقريبا 170 متر و معدل ارتفاع آنها چهار متر مىباشد ، هر ضلع را از بيرون شش برج نيمدايرهاى پشتيبانى مىكند ، به استثناى ضلع شمالى كه تنها دو برج پشتيبان آن هستند ، فاصلهء ميان هر برج تا برج ديگر 24 متر و 60 سانتيمتر مىباشد ارتفاع اين حصار