تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
طاغوت ، از سرشت شرورانه‌اش سخن گفته كه در جنايت غوطه‌ور گشته بود ، زيرا وى بىگناه را به جاى گناهكار و روىآورنده را به گناه روى برگردانده مىگرفت و نزديكتر را به گناه دور تر . و از روى گمان و تهمت مىگشت همان گونه كه پدرش زياد ، عمل مىكرد چنانچه آدمكشى را در سرتاسر عراق ، گسترش داده بود . ( 1 )

سفر طاغوت به كوفه

پليد فرومايه از بصره به سوى كوفه حركت كرد تا دست به جنايتى بزند كه هيچ شقاوتمندى جز او ، آنچنان جنايتى را مرتكب نشده است ، در حالى كه پانصد نفر از مردم بصره او را همراهى مىكردند ، « عبد اللّه بن حارث بن نوفل و شريك بن أعور حارثى » « 1 » كه يكى از مخلص‌ترين ياران امام حسين بود ، همراه وى بودند . شريك از اين جهت همراه ابن زياد شد تا مواظب وى باشد و از برنامه‌هاى وى باخبر شود . اين تعداد را ابن زياد براى اين همراه خود برده بود تا از آنها براى نشر ارعاب و وحشت و ايجاد هراس در ميان مردم و تماس با زعماى كوفه براى منصرف كردن آنان از انقلاب ، يارى بگيرد . ( 2 ) به هر حال ، ابن زياد راه را به سرعت مىپيمود ، بدون اينكه به چيزى توجه كند ، سفر را پيوسته ادامه داد تا پيش از رسيدن حضرت حسين عليه السّلام به كوفه وارد شود ، در حالى كه همراهانش خسته شدند و ادامهء راه ، آنان را فرسوده كرده بود ، جمعى از آنان بر زمين افتادند كه عبد اللّه بن حارث از جمله آنان بود ، ولى ابن زياد ، توجهى به آنها نكرد . هنگامى كه به « قادسيه » رسيد ، غلامش « مهران » بر
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 359 .