( 1 )
سخنرانى ابن زياد در بصره
« ابن زياد » براى ترك بصره و حركت به سوى كوفه ، آماده شد و پيش از حركت ، مردم را جمع كرد و در ميان آنان سخنرانى شديد اللحنى ايراد نمود كه در آن آمده بود : « امير المؤمنين يزيد ، مرا حاكم كوفه كرده و من فردا به سوى آن حركت خواهم كرد به خدا سوگند ! من از سختى آرام نمىگيرم و بدى مرا از پاى در نمىآورد ، من هر كس را كه دشمنم گردد ، سركوب مىكنم و چون زهر براى هر كسى هستم كه با من بجنگد كسى كه به سوى « قارة » تيراندازى كرده با او به انصاف برخورد نموده است « 1 » .
( 2 ) اى مردم بصره ! عثمان بن زياد بن ابى سفيان را جانشين خود بر شما قرار دادم ، مبادا دست به خلاف و ياوهگويى زنيد ؛ به خدايى كه جز او پروردگار نيست ، اگر به من در مورد كسى از شما خلافى گزارش شود ، او و افراد و دوستانش را خواهم كشت ، من نزديكتر را به گناه دور تر مىگيرم تا از من بشنويد ، مبادا در ميان شما مخالف و يا معترضى باشد . . . من ، ابن زياد هستم ، به آنكه بر ريگزار قدم نهد ، شبيهتر هستم و مشابهت دايى تا عموزاده از من چيزى كم نمىكند » « 2 » .
( 3 ) چه آسان است خونريزى نزد آن بربريان وحشى و واليان بنى اميه ! آن
هامش
( 1 ) ضرب المثلى است در عرب كه مىگويد : « أنصف القارة من راماها » « قارة » طايفه معروفى از عرب بودند ، در جنگى كه ميان قريش و « بكر بن عبد مناة بن كنانة » در گرفته بود ، طايفه « قارة » كه جمعيتى تيرانداز بودند ، قريش را همراهى مىنمودند ، وقتى جنگ در گرفت ، گروهى شروع به تيراندازى به سوى اينان نمودند ، در اينجا فردى گفت :
« أنصف القارة من راماها » . يعنى : كسى كه به سوى « قاره » تيراندازى كرد با آنها منصفانه برخورد نموده است ( كتاب الامثال ، ص 137 - مترجم ) .
( 2 ) طبرى ، تاريخ 5 / 358 .