كند و خود به خويشتن خبر دهد و به وعدهها توجه نكند . . . » « 1 » .
( 1 ) اين سخنرانى موارد ذيل را شامل بود :
1 - اعلام حكومت خود بر كوفه به مردم آن و عزل نعمان بن بشير از آن حكومت .
2 - اطلاع دادن به آنها كه حكومت دمشق به وى دستور داده است تا به پيروان حكومت و كسانى كه بر آن سركشى نكنند ، احسان نمايد و با قيامكنندگان بر ضد آن با شدت و سنگدلى عمل كند .
فرزند مرجانه در سخنرانىاش اشارهاى به امام حسين و سفيرش مسلم ننمود ، از ترس اينكه مبادا مردم بر او شورش كنند ، در حالى كه وى هنوز وضع خود را محكم نكرده است .
( 2 )
گسترش ارعاب و وحشت
« فرزند زياد » به گسترش ارعاب و انتشار خوف و هراس پرداخت . يكى از مورخان مىگويد : پسر زياد پس از رسيدنش به كوفه ، همينكه صبح فرا رسيد ، به تاختوتاز پرداخت و به خودنمايى مشغول شد و گروهى از اهل كوفه را گرفت و فورا به قتل رساند « 2 » كه اين كار را براى خرد كردن اعصاب و دور كردن مردم از انقلاب ، انجام داد .
( 3 ) روز دوّم ، دستور داد مردم را در مسجد جمع كنند و با لباسى غير از آنچه قبلا با آن خارج مىشد ، به سوى آنان بيرون آمده ، در ميان آنها سخنرانى
هامش
( 1 ) مقاتل الطالبيين ، ص 100 .
( 2 ) الفصول المهمّه ، ص 185 . وسيلة المآل ، ص 186 .