( 1 ) اما انگيزههاى « سرجون » در نامزد كردن « ابن زياد » براى حكومت كوفه ، از دو امر خالى نيست :
1 - وى قساوت ابن زياد و خشونت وى را مىشناخت و مىدانست كه هيچ كس جز او نمىتواند عراق را به زانو در آورد ؛ زيرا وى انقلاب را با ارعاب و خشونت ، مىتوانست نابود سازد .
2 - تعصب قومى ، او را به اين نامزد كردن واداشته بود ؛ زيرا ابن زياد ، رومى نسب و سرجون نيز رومى بود .
( 2 )
حكومت ابن زياد بر كوفه
يزيد ، به شدت از ابن زياد ناراضى بود و مىخواست او را از حكومت بصره ، معزول سازد « 1 » زيرا وى در بيعت گرفتن براى او با پدرش ، مخالف بود ، ولى وى نظر سرجون را پذيرفت ؛ زيرا در پذيرش آن حفظ منافع دولتش را مىديد ، بنابراين ، فرمان حكومت كوفه و بصره را براى وى صادر كرد و بدين ترتيب سرتاسر عراق تحت امر او قرار گرفت .
يزيد اين نامه را براى عبيد اللّه بن زياد نوشت : « اما بعد : پيروان من از اهل كوفه به من نوشتهاند كه فرزند عقيل در كوفه ، گروههاى مردم را براى ايجاد شكاف در ميان مسلمين جمع مىكند پس هنگامى كه اين نامهام را خواندى به سوى كوفه حركت كن و فرزند عقيل را طلب نما همچنانكه مهره را جستجو مىكنى تا اينكه او را به دست آورى و به بند كشى كه يا او را بكشى و يا تبعيد
هامش
( 1 ) البداية و النهاية 8 / 152 .