( 1 )
وصيّت امام حسين عليه السّلام به ابن عباس
امام حسين عليه السّلام ، روى به ابن عباس كرد و اين وصيت را به وى ابلاغ نمود و فرمود : « تو اى ابن عباس ! عموزادهء پدرم هستى ، از آن وقت كه تو را شناختم همچنان امر به خير كردهاى ، تو همراه پدرم بودى و به او پيشنهادهايى كه رستگارى و صواب در آنها بود ، مىدادى ، پدرم تو را هم صحبت خود مىكرد و از تو نظر مىخواست و با تو مشورت مىنمود ، تو هم به صواب ، مشورت مىدادى ، پس در امان خدا به مدينه برو و چيزى از خبرهايت را از من پنهان مكن مادام كه ببينم اهل آن مرا پاسخ مثبت دهند و يارىام مىكنند در اين حرم ، وطن گرفته و مقيم هستم ، پس هرگاه مرا واگذارند ، ديگرانى را به جاى آنان بر مىگزينم و به سخنى كه ابراهيم هنگام افكنده شدن در آتش گفت ، پناه مىجويم كه : حسبى اللّه و نعم الوكيل ؛ خداوند برايم كافى است و او بهترين ياور است ، و آتش بر او سرد و سلامت گرديد . . . » « 1 » .
( 2 )
نامههاى امام حسين عليه السّلام به زعماى بصره
امام ، به رؤساى پنجگانه بصره نامههايى نوشت و آنها را براى يارى كردن به وى و گرفتن حقش ، به قيام خواند . آن حضرت ، به بزرگان منطقه ، نامه نوشت كه از جملهء آنها افراد ذيل هستند :
1 - مالك بن مسمع بكرى .
2 - احنف بن قيس .
هامش
( 1 ) خوارزمى ، مقتل 1 / 193 .