« صبر كن كه وعدهء خدا حق است و آنان كه ايمان ندارند ، تو را از جاى حركت ندهند » .
او از امام خواسته بود شكيبايى پيشه كند و آنان كه به خدا ايمان ندارند و ارزشى براى خداوند قايل نيستند ، او را از جاى حركت ندهند .
( 1 )
جنايت منذر بن جارود
« منذر بن جارود عبدى » از فرومايگان و بىمايگان عرب بود ؛ زيرا فرستادهء امام را دستگير كرد و او را دست بسته نزد ابن زياد - كه دامادش بود - فرستاد ، تا بدين وسيله اخلاص و وفادارى خود را ثابت كند . ابن مرجانه نيز در شامگاه شبى كه فردايش به سوى كوفه حركت كرد او را كشت و به دار آويخت « 1 » .
برخى از مورخان براى « منذر » عذر آوردهاند كه وى معذور بوده است ؛ زيرا مىترسيد مبادا آن فرستاده از جانب فرزند مرجانه باشد تا او را امتحان كند لذا او را به وى تحويل داد ، اين عذرى بىارزش است ؛ زيرا لازم بود ابتدا از وى تحقيق به عمل آورد تا حقيقت كار او ، آشكار گردد .
( 2 )
پاسخ مثبت يزيد بن مسعود
زعيم بزرگ « يزيد بن مسعود نهشلى » نداى حق را پاسخ مثبت داد و با انگيزهء ايمان و عقيده به يارى امام برخاست و كنگرهاى عمومى منعقد ساخت و قبايل عربى طرفدار خود را به سوى آن فرا خواند ، آنها عبارتند از :
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 357 - 358 .