تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
گمراه كند ، راهى برايش نخواهى يافت ، بر امثال اينان است كه عذاب بزرگ فرود مىآيد . اما تو اى فرزند رسول اللّه ! تو راس افتخار به رسول اللّه هستى ، پس گمان مبر اى فرزند دخت رسول اللّه كه خداوند از آنچه ظالمان انجام مىدهند ، غافل است من گواهى مىدهم كه هر كس از مجاورت با تو روى گردان شود و به جنگ با تو و جنگ با پيامبرت طمع ورزد ، او را بهره‌اى نخواهد بود . . . » . امام حسين عليه السّلام سخنش را تصديق نمود و فرمود : « آرى ، به خدا سوگند ! » . ( 1 ) آنگاه ابن عباس آمادگى خود را براى اقدام به يارى آن حضرت بيان كرد و گفت : « اى فرزند رسول خدا ! فدايت گردم ! گويا تو مرا براى خود مىخواهى و از من مىخواهى كه يارىات كنم . به خدايى كه جز او پروردگارى نيست ، اگر من با اين شمشيرم ، در خدمت تو آن قدر بجنگم كه دو دستم از كفهايم جدا شوند ، به اندازهء يك صدم از حق تو را ادا نكرده باشم هم اينك من در خدمت تو هستم ، با فرمانت مرا امر كن » . ( 2 ) « ابن عمر » سخن ابن عباس را قطع كرد و روى به حضرت حسين عليه السّلام نمود و گفت : « از تصميمى كه گرفته‌اى درنگ كن و از همينجا به مدينه بازگرد ، در صلح اين قوم وارد شو و از وطنت و حرم جدّت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دور مشو ، براى اين افراد كه بهره‌اى براى آنان نيست ، حجت و راهى بر خود ايجاد نكن ، اگر دوست دارى بيعت نكنى ، تو رها هستى تا نظر خود را ببينى ، زيرا يزيد بن معاويه شايد جز اندكى زنده نماند و خداوند امر او را از تو كفايت كند » . ( 3 ) امام بر او ايراد آورد و سخنش را بر او بازگرداند و فرمود : « افسوس از اين سخن براى هميشه ! ما دام كه آسمانها و زمين باشند ، من از تو اى عبد اللّه ! مىپرسم كه آيا من نزد تو بر خطا هستم ؟ پس اگر بر خطا باشم مرا بازگردان كه من مىپذيرم و مىشنوم و فرمان مىبرم » .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 407 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى