لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل
« بنى هاشم در مملكت بازى نمودند ؛ زيرا نه خبرى آمده و نه وحيى نازل شده است » .
( 1 ) اين شعر ، از عقيدهء جاهلى كه يزيد به آن پايبند بود ، پرده برداشت ؛ زيرا يزيد به وحى ، كتاب ، بهشت و جهنم ، اعتقادى نداشت و سبط پيامبر ، ملاحظه كرد كه اگر براى حمايت دين ، قيام نكند ، نوهء ابو سفيان بر آن يورش خواهد برد و ديگر تنها نامى از آن خواهد ماند ، بنابراين ، آن حضرت عليه السّلام انقلاب بزرگش را آغاز كرد كه در آن ، خود را قربانى دين خدا ساخت و خون پاكش كه معطر به عطر رسالت بود ، مرهم اين دين گرديد و مسلّم است كه اگر فداكارى آن حضرت نبود ، از اسلام نه اسمى مىماند و نه رسمى ، دين ، دين جاهليت و دين فحشا و فسق مىشد و همهء زحمات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و تلاشهاى آن حضرت براى خير و هدايت مردم ، بر باد مىرفت ؛ چنانچه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از پس غيب ، آيندهء امّتش را نگريست و با چشم يقين مشاهده كرد كه چگونه امّتش به انحراف از دين دچار مىگردند و چه فتنهها و مصيبتهايى به دست فرومايگانى از قريش بر آنان وارد مىشود و مشاهده فرمود اين حسين عليه السّلام است كه به حمايت اسلام بر مىخيزد ، آنگاه آن سخن جاويدانش را بر زبان آورد كه : « حسين مني و انا من حسين ؛ حسين از من است و من از حسينم » و به حق ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از حسين بود ؛ زيرا فداكارى وى حمايت از قرآن بود و خون پاكش با گذشت قرون و اعصار ، همچنان درخت اسلام را آبيارى خواهد نمود .
( 2 )
5 - نگهدارى اسلام
از درخشندهترين عللى كه امام حسين عليه السّلام به خاطر آنها قيام كرد ،