مىگردد كه بر ضد وى قيام كنند و آن تلاش در عمل به قانونى است كه همهء مردم در برابر آن خاضع هستند ، در غير اين صورت ، هر گونه تظاهرى بر خلاف آن ، خودسرى و تبهكارى خواهد بود . نيز بر شخص مجرى قانون ، واجب است كه بيش از هر شخص ديگرى به احترام قانون تظاهر نمايد و مسئوليتش از اين جهت ، بزرگتر است ، پس هرگاه پادشاه ، فاسق شود و فسق خود را آشكار نمايد و خداوند و پيامبرش و مؤمنان را ناديده گيرد ، خضوع در برابر وى ، چيزى جز خضوع براى فسق فحشا و منكر نخواهد بود و اعتماد بر وى چيزى جز اعتماد بر خودسرى و فسق آشكار نيست . اين همان معناى تحليلى گفتار آن حضرت عليه السّلام است كه فرمود : يزيد مردى فاسق ، شرابخوار و آدمكش است كه فسق را آشكارا انجام مىدهد » « 1 » .
( 1 ) اينها برخى از نظرياتى است كه جمعى از علما در مورد الزام شرعى امام به قيام بر ضد يزيد طاغوتى ابراز نمودهاند آن حضرت حق نداشته است در برابر ظلم و ستمى كه يزيد مرتكب مىشد ، موضعى بىتفاوت اتخاذ نمايد .
( 2 )
2 - مسئوليت اجتماعى
امام عليه السّلام به جهت موقعيّت اجتماعىاش ، در برابر امت ، به خاطر ظلم و ستمى كه امويان بر آن وارد كرده بودند ، مسئوليت داشت ، چه كسى از آن حضرت به حمايت امّت و دور كردن تعدى از آن شايستهتر بود ، وى سبط رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ريحانهء او بوده و دين ، دين جدش و امّت ، امّت جدش بوده است ، او در درجهء نخست ، مسئول سرپرستى امت را داشت .
هامش
( 1 ) امام حسين عليه السّلام ، ص 94 .