و تصميم ، مسلح شدند و از همهء منفىبافيهايى كه بر آنها دست يافته بود ، رها گشتند و مفاهيم ترس و تسليم كه بر آنان پنجه زده بود ، به اصول انقلاب و مبارزه مبدّل شدند ، آنان دست در دست ، انقلابهاى فراوانى را به پا كردند كه شعارشان اين بود : « يا لثارات الحسين ؛ انتقام حسين را بگيريم » و اين شعار ، همان فرياد رعدآسايى بود كه تختهاى سلطنت امويان را در هم كوبيد و قدرتشان را به نابودى كشيد .
( 1 )
7 - آزادسازى اقتصاد امّت
اقتصاد امّت كه شريان زندگى اجتماعى و فردى آن بود ، دچار فروپاشيدگى شده بود ؛ زيرا امويان به صورتى آشكار ، به غارت خزانهء مركزى و اختصاص غنايم و ديگر نتايج جنگها و غنيمتها به خويشتن پرداختند و به ثروتى عظيم دست يافتند و اموال فراوانى در خانههايشان انباشته گرديد كه در مصرف آنها سرگردان شدند ، معاويه در برابر مسلمين اعلام نمود كه مال ، مال خداست و مال مسلمين نيست و او به آن شايستهتر است . « سعيد بن عاص » مىگويد :
« شهرها و آباديها ، باغ قريش است ! » .
( 2 ) امويان به صرف اموال در راه مقاصد سياسىشان پرداختند كه هيچ ارتباطى به منافع امّت نداشت . موارد برجسته صرف آن اموال ، عبارت بودند از :
الف - خريد وجدانها و دينها كه نمونههاى تأييد كنندهء آن ، در بحث از سياست اقتصادى معاويه ، قبلا بيان گرديده است .
ب - صرف اموال براى كميتههاى جعل اخبارى كه وجود امويان را پشتيبانى مىكرد و از ارزش اهل بيت مىكاست كه به صورتى مشروح