( 1 ) ج - عبد الحفيظ ابو السعود : « استاد عبد الحفيظ ابو السعود » مىگويد : « امام حسين عليه السّلام ملاحظه كرد كه اينك - يعنى پس از هلاكت معاويه - عدم پذيرش خود را نسبت به اين بيعت اعلام كند و براى خود از مسلمين بيعت بگيرد اين كار براى محافظت از اسلام و رفع ظلم و دور كردن آن تبهكار ( يزيد ) از آن جايگاه با ارزش ، كمترين وظيفه به شمار مىآمد » « 1 » .
( 2 ) د - دكتر احمد محمود صبحى : و از جمله كسانى كه از اين مسئوليت دينى سخن گفتهاند ، « دكتر احمد محمود صبحى » است . وى مىگويد : « در اقدام حسين عليه السّلام به بيعت با يزيد ، انحراف از اصول دين مىبود ؛ زيرا سياست دينى مسلمين ، وراثت سلطنت به صورت ولايتعهدى را چيزى جز بدعتى هرقلى نمىدانست كه بر اسلام داخل گردانيده شده بود و از آنجا كه انتخاب شخص يزيد ، با آن زشتكارى كه از وى شناخته شده و تمايلى كه به لهو و شرابخوارى و همنشينى با بوزينگان داشت ، براى اينكه منصب خلافت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را عهدهدار شود ، بزرگترين گناه سياسى در اسلام بود كه هر كس در آن مشاركت مىداشت و به آن راضى مىبود ، متحمل گناه آن مىگشت ، چه رسد به اينكه اقدام كنندهء به اين كار ، فرزند دخت رسول اللّه باشد . در اين صورت ، قيام حسين عليه السّلام ، مسألهاى بود كه به دعوت و عقيده بيش از سياست و جنگ متّصل مىشد » « 2 » .
( 3 ) ه - علائلى : « علائلى » مىگويد : وظيفهاى براى خليفه وجود دارد كه اگر انجام ندهد ، بر امّت واجب مىشود او را سرنگون سازند و بر مردم واجب
هامش
( 1 ) سبط الرسول ، ص 133 .
( 2 ) نظريهء امامت نزد شيعهء اثنا عشرى ، ص 334 .