تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
( 1 ) خلافت اسلامى تنها تسلطى زمانى بر امّت نيست ، بلكه نيابتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ادامهء ذاتى حكومت درخشان آن حضرت است . امام حسين عليه السّلام ديد كه منصب جدش به دست شراب‌خوارى افتاده است كه جز شهوات و خواسته‌هايش چيزى را نمىشناسد ، بنابراين ، آن حضرت عليه السّلام به پا خاست تا وجود تابان و گذشتهء درخشان را به خلافت اسلامى بازگرداند . ( 2 )

6 - آزادسازى ارادهء امّت

در روزگار معاويه و يزيد ، امّت ، اراده و اختيارى از خود نداشت و كالبدى بىجان بود كه نه احساسى داشت و نه اختيارى ؛ زيرا قيد و بندهاى گرانى بر آن بسته بودند و روزنه‌هاى نور و بينش را به رويش مسدود كرده و ميان آن و ميان اراده‌اش حايل ساخته بودند . ( 3 ) حكومت اموى ، به تخدير مسلمين و فلج ساختن انديشهء آنان همّت گماشت ، مسلمين ، دلهايشان همراه امام حسين عليه السّلام بود ، اما آنان نمىتوانستند از قلبها و ضميرهايشان پيروى كنند ، از آن جهت كه حكومت امويان ، به زور بر آنها تسلط يافته بودند و چيزى از كارهاى خود را مالك نبودند ؛ نه اراده‌اى برايشان بود و نه اختيارى ، نه عزمى و نه تصميمى ، همچون مجسمه‌هايى شده بودند كه در آنها نه احساسى بود و نه حركتى ، جامهء خوارى بر آنها پوشانيده شده و در زير تازيانه‌هاى امويان و تجاوز آنان ، فرومايه و بىمقدار گشته بودند . ( 4 ) امام ، به سوى صحنه‌هاى جهاد و فداكارى رهسپار گشت تا در مسلمانان ، روح عزّت و كرامت بدمد ، شهادت آن حضرت ، نقطهء تحولى در تاريخ مسلمين و حيات آنان بود ، آنگاه آنان به يكباره دگرگون گشتند و به سلاح نيروى عزم
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 357 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى