سرزمينهاى اسلامى ، به خاطر جايگاهش نزد مسلمين و قرابتش از رسول پروردگار جهانيان و به خاطر اينكه پس از مرگ بزرگان مسلمين ، عظيمترين فرد مسلمان آن روزگار از جهت علم ، زهد ، نسب و موقعيّت بود ، لذا وى آن شخصيتى بود كه براى حمايت از ميراث اسلامى ، مسئوليت داشت ، بنابراين ، احساس مسئوليتى نمود كه او را ندا مىداد و از او مىخواست تا منكرات را متوقف سازد ، خصوصا اينكه آن كس كه اين منكرات را انجام مىداد و ديگران را به ارتكاب آنها تشويق مىنمود ، همان كسى بود كه در جايگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود ، اين يك .
( 1 ) دوّم اينكه : آن حضرت براى خلافت ، بيعتهايى از جزيرة العرب و سى هزار پيام از سى هزار نفر عراقى از ساكنان بصره و كوفه دريافت نمود كه از او مىخواستند براى مشاركت با آنان در جنگ با يزيد بن معاويه حركت كند و با تكرار اين پيامها بر او اصرار ورزيدند تا آنجا كه رئيس آنان ، عبد اللّه بن حصين ، گفت : اى حسين ! در روز قيامت ، از تو نزد خداوند متعال ، شكايت خواهيم كرد ، اين چگونه ممكن است در حالى كه حسين ، حميّتى دينى و غيرتى اسلامى داشت و مفاسد را در برابر چشمان خود مىديد ؟ ! چگونه ممكن است به نداى آنان پاسخ ندهد ؟ ! بنابراين ، ندايشان را آن گونه كه شريعت اسلامى دستور مىدهد ، پاسخ مثبت داد و به سوى عراق حركت نمود » « 1 » .
( 2 ) اين ، نظر به غايت محكم است ، زيرا همراه با دلايل شرعى است كه مسئوليت جهاد و قيام بر ضد حكومت طاغوت زمان را بر عهدهء امام قرار مىدهد .
هامش
( 1 ) الثائر الاول فى الاسلام ، ص 79 .