( 1 ) الف - امام محمد عبده : « امام محمد عبده » در بيان حكومت عادل و ظالم در اسلام به قيام امام بر ضد حكومت يزيد اشاره نمود و قيام امام را وظيفهاى شرعى دانست و گفت : « اگر در دنيا حكومتى عادل يافت شود كه شريعت را به پاى دارد و حكومت ستمگر ديگرى كه آن را بر پاى ندارد ، بر هر مسلمانى واجب است كه اولى را يارى دهد و دومى را فرو گذارد . . . و از اين گونه است قيام امام حسين عليه السّلام سبط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر امام جور و ستم كه به زور و منكر امور مسلمين را در دست گرفته بود ، يزيد بن معاويه كه خداوند هم او را خوار بدارد و هم حاميانش يعنى « كراميه » و « نواصب » را خوار نمايد » « 1 » .
( 2 ) ب - محمد عبد الباقى : « استاد محمد عبد الباقى سرور » ، دربارهء مسئوليت دينى و اجتماعى كه بر امام واجب مىساخت تا در برابر حكومت يزيد به مبارزه برخيزد ، گفته است : « اگر حسين عليه السّلام ، با يزيد فاسق بىبندوبار بيعت مىنمود كه شراب و زنا را مباح ساخته و كرامت خلافت را به همنشينى با زنان آوازخوان ، منحط نموده و جلسات شرابخوارى را در مجلس حكومت برپا نموده و سگان و بوزينگان را خلخالهايى از طلا پوشانده بود در حالى كه صدها هزار مسلمان گرسنه و محروم بر جاى مانده بودند .
( 3 ) اگر حسين عليه السّلام با يزيد بيعت مىكرد كه با اين وضع ، خليفهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باشد ، اين ، فتوايى از حسين عليه السّلام بر مباح شمردن اين كار براى مسلمين مىبود و سكوت وى نيز نشانه رضايت در اين موارد بود و رضايت به ارتكاب منكرات ، اگر چه به سكوت باشد ، به حكم شريعت اسلام ، گناه و جرم شمرده مىشود . . .
حسين با وضعى كه در روزگار يزيد داشت ، در شبه جزيرهء عرب و بلكه در همهء
هامش
( 1 ) تفسير المنار 12 / 183 .